تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
مىگويد : « به اعتقاد من كسى نمىتواند قرآن را به زبان فارسى عرضه كند . به او گفته شد . بنابراين ، كسى قادر به تفسير قرآن نمىباشد . پاسخ داد : چنين نيست ، زيرا در مقام تفسير جايز است كه شخص در عين ناتوانى از شرح و بيان برخى از مقاصد خداوند ، برخى ديگر را شرح و معنا كند . اما اگر بخواهد قرآن را به فارسى قرائت كند ، نخواهد توانست همه مراد خداوند را بيان كند » . دانشمند ديگرى ميان ترجمه و تفسير تفاوت قايل شده مىگويد تفسير يك متن از زبانى به زبان ديگر جايز است ، زيرا تفسير عبارت است از معنايى كه از سر نياز و ضرورت در نفس پديد مىشود و ترجمه عبارت است از بدل ساختن لفظى با لفظ ديگر به طورى كه براى شنونده‌اى كه آن الفاظ را معتبر مىداند معانى اصل را مفهوم سازد . بنابراين ، ترجمه فهم شنونده را به الفاظى كه اعتبارا الفاظ اصل خوانده مىشود احالت مىدهد . و تفسير شنونده را از آنچه مترجم فهميده آگاه مىسازد . و اين تفاوت خوبى است . خداوند انجام كار ما را نيكو بدارد ؛ و همه ما را بر محور حق و رستگارى جمع گرداند ؛ و از جملهء كسانى قرارمان دهد كه سخنان را مىشنوند و از بهترين آنها پيروى مىكنند .
« . . . أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ »
« 1 » . « 2 »
هامش
( 1 ) . « . . . اينانند كسانى كه خداوند راهشان نموده و ايشانند خردمندان » . ( زمر : 18 ) ( 2 ) . در پايان اين مبحث لازم است ذكرى از نظر عالمان اماميه نيز دربارهء ترجمه قرآن به ميان آوريم . هر چند عالمان اماميهء متقدم موضوع ترجمهء قرآن را به صورت مستقل مورد بررسى قرار نداده‌اند ، از آراء ايشان مىتوان چنين فهميد كه ترجمهء قرآن را جايز مىشمرده‌اند . زيرا : اولا ، از نظر ايشان ترجمهء قرآن ، قرآن نيست . شيخ طوسى در پاسخ اين سؤال كه آيا وقتى قرآن به زبان فارسى خوانده مىشود قرآن است ، با استناد به آيهء شريفهء« وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »( شعرا : 165 ) مىفرمايد : « به نظر ما ، ترجمهء فارسى قرآن ، قرآن نيست ؛ زيرا اين آيهء شريفه به صراحت بيان مىدارد كه قرآن به زبان عربى مبين نازل شده است » . ( الخلاف ، شيخ طوسى ، 1 : 344 دفتر نشر فرهنگ اسلامى ) ثانيا ، همگى اين بزرگان احكام قرآن ، نظير اعجاز ، حرمت مس بىطهارت ، را بر ترجمهء قرآن جارى نمىدانند . ثالثا ، آنان همگى بر عدم جواز قرائت ترجمهء فاتحه در نماز اجماع دارند . شيخ طوسى در اين باره مىفرمايد : « كسى كه فاتحه نمىداند جايز نيست غير از آن را در نماز بخواند . و اگر ( قرائت فاتحه را ) نمىداند ، واجب است آن را فراگيرد . و اگر وقت تنگ است و چيزى از قرآن غير از سورهء فاتحه مىداند ، همان را بخواند و اگر نمىداند ، ذكر خدا و تكبير بگويد . به طور كلى معنى قرآن به هيچ زبانى نبايد در نماز خوانده شود . و هركس بخواند قرآن نخوانده و نمازش باطل است » . ( همان : 343 ) اما عالمان متأخر شيعه بر جواز ترجمهء قرآن تصريح دارند . و برخى نيز با توجه به فوايد ترجمهء قرآن به
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 743 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين