جزئى از قرآن است و ميان آن و عظمت متن اصل تفاوت بسيار زيادى وجود دارد .
درست مانند اينكه جزئى از انگشت پاى يك انسان را رسم كنيم و بگوييم اين تصوير فلان انسان است .
ثانيا ، معانى فرعى قرآن حاوى هدايتهاى فراوان و معارف گستردهاى است .
بنابراين ، نمىپذيريم كه تنها معانى اولى قرآن مصدر هدايتهاى آن است . ( براى يادآورى به بخشهاى قبل مراجعه شود ) .
مىگويند كسانى كه به ترجمهء قرآن به زبانهاى بيگانه اقدام كردهاند معانى آن را تغيير داده و چهره زيباى آن را مشوه ساخته و خطاهاى فاحشى در ترجمهء خود مرتكب شدهاند . بنابراين ، ما با عنايت به اينكه خطاهاى ايشان را تصحيح كنيم و در نظر خوانندگان چنين ترجمههاى منحرفى ارزش و اعتبار قرآن را بدان بازگردانيم و پرتگاهها و لغزشگاههايى را كه در مسير ايشان به سوى هدايت فراهم آمده از ميان برداريم ، دست به ترجمهء قرآن زده و به اين ترتيب رسالت خود را در نشر اسلام و دعوت مردم به اين دين حنيف به انجام رساندهايم .
پاسخ : به اعتراف خود شما ، آنان كه گمان بردهاند قرآن را ترجمه كردهاند چهرهء زيباى قرآن را مشوه ساخته و از شأن و مقام آن كاستهاند ؛ لذا شما نيز اگر به ترجمهء قرآن مبادرت ورزيد و همانند ايشان در اين راه تلاش كنيد ، ناگزير به نتيجهاى مشابه و نزديك به ايشان خواهيد رسيد ؛ و هر قدر احتياط به خرج دهيد و دقت به كار بنديد و هر قدر از دانش برخوردار باشيد و در فهم قرآن از آنان برتر رويد ، باز در حد خود عظمت و بزرگى قرآن را درك خواهيد كرد ؛ زيرا ، چنانكه گفتيم ، قرآن بزرگتر و منيعتر از آن است كه قلم هر صورتگرى ، اعم از جن و انس ، بتواند آن را تصوير كند . اما اگر در ترجمهء قرآن به معناى تفسير آن به زبان بيگانه بكوشيد ، اين امر ديگرى است كه ما نيز شما را تأييد مىكنيم و با شما همراه هستيم و همانند شما هر كسى را كه قادر به انجام اين مهم است بدان مىخوانيم .
مىگويند در سنت رواياتى وجود دارد كه صريحا بر جواز ترجمه دلالت مىكند .
شربنلالى « 1 » در كتاب خود النفحة القدسية ، مىگويد :
هامش
( 1 ) . حسن بن عمار بن على شربنلالى مصرى ( 994 - 1069 ه . ق ) فقيه حنفى . وى آثار بسيارى تأليف كرده