تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
انجام رساند به طورى كه سنت نبوى سراسر شارح قرآن محسوب مىشود و بسيارى از احاديث آن در تفسير مأثور نقل و روايت مىشود . از دوران صحابه تاكنون عالمان همواره در اين راه از رسول خدا ( ص ) پيروى كرده‌اند . نتيجه اين تبعيت كتابخانه‌هاى عمومى و خصوصى مملو از تفاسير عربى قرآن كريم است كه فراروى خود شاهديم . و اين‌همه غير از تفاسير بسيارى است كه از بين رفته و نيز تفاسير بسيارى كه يقينا نويسندگان بسيارى به دليل عدم قناعت و اكتفا به تفاسير گذشتگان و نيازى كه به طرح دين و علوم قرآن به شكل جديد احساس مىكنند خواهند نوشت . اين حجم انبوه تفسير نشان مىدهد كه قرآن درياى پهناور الهى است ؛ و همهء عالمان از متقدمان و متأخران همواره بر ساحل آن ايستاده‌اند و هريك به تناسب ميزان ذوق و فهم خود از آن گوهر معرفت صيد مىكنند . و علىرغم اين همه بهره‌گيرى ، اين دريا همان درياى پرفيضان و پرگوهر است و قرآن همان قرآن غنى و لبريز از دانش‌ها و اسرار .
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
« 1 » .

3 . « ترجمهء قرآن » به معناى تفسير آن به زبان بيگانه

سومين معناى « ترجمهء قرآن » ، با استناد به زبان عرب ، تفسير قرآن است به زبان بيگانه يعنى به زبانى غير از زبان عربى ترديدى نداريم كه تفسير قرآن به زبان غير عربى براى كسى كه عربى نمىداند همان حكم تفسير به زبان عربى را دارد براى كسى كه با اين زبان آشناست . هر دو تفسير بيانگر فهم مفسر از كتاب خداوند به زبان مخاطبان است ، نه بيانگر ترجمهء خود قرآن . هر دو تفسير از آن معانى و مقاصدى حكايت مىكنند كه مفسر توان فهم آن را داشته است ، نه همه معانى و مقاصد قرآن . در تحقق تفسير قرآن همين‌قدر كافى است كه مفسر مراد خداوند متعال را به ميزان توان بشرى ، و لو بنا بر يك احتمال ، تبيين كند . زيرا تفسير در اصطلاح علمى است كه در آن از قرآن كريم از حيث دلالت آن بر مراد خداوند به قدر توان بشر بحث مىشود . و اين معنا با طرح يك معنا از ميان معانى احتمالى آيات قرآن محقق مىشود . اگر بپذيريم كه تفسير قرآن تبيين مراد
هامش
( 1 ) . « بگو : اگر دريا براى ( نوشتن ) كلمات پروردگار من مركب بود ، هرآينه دريا به پايان مىرسيد پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان رسد هرچند مانند آن را به يارى بياريم » . ( كهف : 109 )
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 698 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين