تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
مطلب را مسكوت بگذارد . اين نكته عدم استيفاى همهء معانى و مقاصد متن اصل و عدم اطمينانى را كه پيش از اين بدان اشاره كرديم روشن مىدارد . همچنين ، هيئت و ظاهر اين تفسير ناگزير از آن است كه ، و لو به تلويح و اشاره ، به متن اصل مرتبط باشد ؛ لذا گفته مىشود « معناى اين آيه يا جمله چنين است » يا گفته مىشود « معناى آيهء شمارهء فلان از سورهء فلان چنين است » و اين امر عدم استقلال هيئت و ظاهر ترجمهء تفسير يا تفسير اجمالى را ثابت مىكند . حال آنكه در تمامى موارد فوق ، وضع ترجمه بر خلاف تفسير اجمالى است . اگر فرض شود كه مفسر وجه انتخاب يكى از معانى محتمل را بيان نكند و رابطهء ميان تفسير و متن اصل را قطع كند ، چنين عملى در حقيقت نه تفسير است و نه ترجمه ؛ بلكه سرگردانى در گفتار وجهى عارى از شروطى خواهد بود كه رعايت آن در ترجمه و در تفسير واجب است ؛ زيرا كلام مذكور نه شرح و تبيين متنى است تا تفسير باشد ؛ و نه معانى و مقاصد عبارت اصل را به طور كامل تصوير مىكند تا ترجمه خوانده شود . و اگر چنين كلام و نوشته‌اى به عنوان ترجمه متن اصل به مردم عرضه شود ، يا ناشى از قصور است يا تقصير . اگر ناشى از قصور باشد ، كه نشانهء ناتوانى و جهالت است . و اگر ناشى از تقصير باشد ، گمراه ساختن و به گمان انداختن مردم است . زيرا صاحب آن چيزى را كه ترجمه نيست به عنوان ترجمه عرضه كرده است . و اين عمل خيانت به مردم و ايجاد اين توهم است كه آنچه عرضه داشته ترجمه است در حالى كه چنين نيست . و خداوند حيلهء خائنان را عملى نخواهد ساخت .

دو نكتهء مهم

1 . ترجمهء تحت اللفظى و تفسيرى از نظر ماهيت ترجمه تفاوتى با هم ندارند . هر دو معناى كلامى را كه در يك زبان ادا شده در قالب عبارتى به زبان ديگر با وفادارى به همهء معانى و مقاصد آن بيان مىكنند . تفاوت آنها صرفا تفاوتى صورى است . يعنى مطابق آنچه بيان داشتيم ، در ترجمهء تحت اللفظى بر خلاف ترجمهء تفسيرى به ازاى هر واژه در متن اصل واژه‌اى معادل از زبان ديگر جانشين مىشود . بنابراين ، چنين تصور نشود كه واژهء ترجمه در ترجمهء تحت اللفظى بيش از ترجمهء تفسيرى استعمال مىشده است . بلكه برعكس ، ترجمهء تفسيرى ريشه‌دارتر و داراى قدمتى بيشتر است ، و در صورت
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 682 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين