معانى قرآن بر دو نوع است
با توجه به اينكه در ترجمه احاطه و اشراف نسبت به همهء معانى متن اصل لحاظ شده است ، اشعار مىداريم كه قرآن كريم ، بلكه هر گفتار بليغى ، ناگزير حاوى دو نوع معناست : معناى اولى و معناى ثانوى ؛ يا معناى اصلى و معناى فرعى .
معناى اولى در هر گفتار بليغى عبارت است از مفهومى كه از اين كلام و هر شكل گفتارى ديگرى ( و لو به زبانى ديگر ) كه آن را ادا كند مستفاد مىشود . مانند مجرد اسناد حكمى به موضوع مورد حكم . معناى اولى را از آن جهت معناى اولى ناميدهاند كه ابتداء از لفظ فهميده مىشود . و از آن رو آن را اصلى خواندهاند كه همچون اصل ثابت است و با اختلاف گويندگان و مخاطبان و زبان مخاطبه تغيير نمىيابد . بلكه از امورى است كه عرب و عجم و متمدن و بدوى و باهوش و كند ذهن آن را يكسان مىفهمند .
اما معناى ثانوى مفهومى است كه افزون بر معناى اولى از كلام فهميده مىشود . و از آن جهت آن را ثانوى ناميدهاند كه با تغيير توابع و به تناسب اختلاف احوال مخاطبان و توانايى گويندگان و زبانها و گويشها ديگرگون مىشود ؛ درست عكس معناى اولى براى روشن شدن اختلاف ظريف و دقيق اين دو نوع مثالى مىزنيم .
در صورتى كه بخواهيم از جود و بخشش حاتم خبر دهيم ، اگر مخاطب نسبت به اين خبر خالى الذهن و فاقد پيش داورى باشد ، مىگوييم : « جاد حاتم » . ( حاتم سخى بود ) و اگر مخاطب ما كسى باشد كه نسبت به سخاوت حاتم شك و ترديد دارد مىگوييم :
« حاتم جواد » ( سخى بود حاتم ) اگر مخاطب ما كسى است كه اين حقيقت را انكار مىكند اما بر انكار خود اصرار ندارد ، مىگوييم : « إنّ حاتما جواد » ( همانا كه حاتم سخى بود ) اما اگر مخاطب در انكار خود باشد ، مىگوييم : « و اللّه إن حاتما لجواد » ( به خدا سوگند كه حاتم سخى بود ) اگر در مقام مدح و ستايش حاتم باشيم ، مىگوييم : « حاتم سخى جواد كريم معطاء » ( حاتم سخى و بخشنده و جوان مرد و بسيار دهش بود ) اگر مخاطب بر عكس معتقد باشد كه بخشنده شخصى جز حاتم است ، مىگوييم : « ما جواد إلّا حاتم » ( بخشنده نبود مگر حاتم ) اگر مخاطب از هوش و ذكاوتى برخوردار باشد ، مىگوييم :
« حاتم ممدود السماط » يا « كان فى بنى طىّ بحر كثير الفيضان » ( حاتم خوان گسترده داشت . يا : او در قبيلهء طى چون درياى فراوان آب بود ) و اگر مخاطب پرذكاوت و بسيار باهوش بود ، مىگوييم : « حاتم مهزول الفصيل » يا « غمر حاتم بإنعامه الأنام » ( يا حاتم به