را به دادگاه بكشاند . آيا درخواست پسر از مترجم براى ترجمه سند با علم به اينكه تنها ترجمه است كه همهء مضمون سند و معنا و مقصود نهفته در آن را بيان مىدارد و در نتيجه در مقابل دادگاه مدعاى او را محكم و مستند ساخته و از تضييع حقش جلوگيرى مىكند ، خود دليل بر آن نيست كه صرفا تفسير سند خواسته او را كفايت نمىكند ؟ و آيا آنجا كه پسر ترجمهء سند را صورتى مطابق با اصل و بيانگر معانى و مقاصد آن تلقى مىكند ، نشان نمىدهد كه عرفا در تفسير بيان همهء جزئيات و تفاصيل شرط نشده است ؟
4 . ترجمه عرفا متضمن اين ادعاى اطمينانبخش است كه مترجم همه معانى و مقاصد متن اصل را به زبان ديگر منتقل كرده و متن مترجم مدلول متن اصل و حاوى مراد و مقصود گويندهء آن است . اما تفسير چنين نيست . بلكه مفسر گاه كه همهء دلايل را در اختيار داشته باشد ، مىتواند چنين ادعاى اطمينانبخشى كند . و گاهى نيز به دليل عدم دسترسى به دلايل نمىتواند مدعى آن باشد . علاوه بر اين ، او بعضا با ذكر وجوه محتمل و ترجيح برخى از احتمالات بر برخى ديگر ، بر محتمل بودن بيان خود تصريح مىكند و در برخى موارد حتى از ترجيح يكنظر و يا تصريح به رجحان يك احتمال خوددارى مىكند و پيچيدگى موضوع در نظر وى به جايى مىرسد كه ناتوانى خود را از فهم كلمه و جملهء مورد تفسير آشكار ساخته مىگويد خداوند به مراد و مقصود خود آگاهتر است .
نظير اين اعتراف را در تفاسير بسيارى از مفسران آنجا كه به تفسير متشابهات قرآن و يا فواتح سور پرداختهاند مشاهده مىكنيم .
دليل ما بر اينكه ترجمه متضمن ادعاى اطمينانبخش نسبت به شمول معانى و مقاصد متن اصل مىباشد ، باز شهادت عرف عام بر اين امر و نحوه برخورد عموم مردم با ترجمه بر اساس چنين ديدگاهى است . مردم در صورت نياز ، عموما ترجمه را جانشين اصل ساخته و با آن خود را از متن اصل بىنياز مىسازند . بلكه گاه متنهاى اصلى را فراموش مىكنند و اساسا از ذهنشان مىرود كه آنها در واقع ترجمه هستند . لذا لفظ ترجمه را از اسم آثار مترجم حذف كرده و نام متن اصل را بر آن مىنهند ، گويى كه ترجمه همان اصل است و هيچ اصل و فرعى در كار نيست . اگر در اين زمينه ترديدى داريد ، به ترجمههاى عربى تعدادى از كتابهاى مقدس توجه كنيد كه چگونه بر آنها نام « تورات » و « انجيل » نهادهاند . در حالى كه كتب مذكور نه تورات و انجيل ، بلكه به اعتراف ايشان ترجمههايى عربى از متن اصلى عبرى تورات و انجيل هستند . اما آنان همآهنگ با عرف
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 680
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٦٨٠