تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
هدايت‌هاى قرآن را درك مىكردند . اگر هم در فهم اين دو خصيصه از چيزى كمك مىگرفتند ، يا به انديشيدن در كتاب هستى و آيات و نشانه‌هاى الهى در جهان آفرينش و خلقت شگفت‌انگيز آسمان‌ها و زمين در محيط اطرافشان بود ؛ و يا آموزش و بيانى بود كه از رسول خدا ( ص ) مىشنيدند . مدتى بر اين منوال گذشت و سپس نصرت و فتح خداوند فرا رسيد و زمين گسترهء خويش را بر مسلمانان هموار ساخت و پرچم اسلام بر جوامع و مردمانى كه عربى نمىدانستند اما از فرهنگ و دانش و هنر و فلسفه بهره‌مند بودند سايه افكند . لذا جوامع مغلوب با قوم فاتح درآميختند . از جمله نتايج اين پيوند و آميزش در طول زمان عبارت بودند از : 1 . فساد زبان عربى . به طورى كه همگى به وضع ضوابطى كه زبان عربى را زبانى قانونمند سازد و سلامت آن را تضمين كند و مردمان را از خطا و انحراف در فهم كتاب و سنت مصون دارد احساس نياز كردند . اين احساس نياز پيدايش علوم ادبى يا علوم زبان عربى را موجب گشت . 2 . ترجمه و تهذيب و تنقيح علوم متداول در ميان ملل تازه‌مسلمان و رواج فرهنگ‌هاى مختلف در جامعه اسلامى . حكمت اقتضا مىكرد از يك‌سو ميان اين علوم و تعاليم قرآن هماهنگى ايجاد شود . و از سوى ديگر ، قرآن در پرتو دانش‌هاى مذكور فهم و درك شود . قطعا حكمت و عقل چنين ايجاب مىكرد . زيرا بر خلاف تصور دروغ‌گويان ، قرآن خصومتى با علم ندارد . بلكه اگر نگوييم عين علم و دانش است ، دوست و هم‌پيمان آن به شمار مىرود . بنا به علل مذكور و با توجه به اينكه فهم صحيح هدايت و اعجاز قرآن جز از طريق علوم ادبى و معارف بشرى براى مسلمانان ممكن نبود ، به تدريج علوم و معارف مذكور به حوزهء تفسير وارد شد و با آن درآميخت . علت نياز به علوم زبان و ادب عربى آن بود كه شناخت ضبط صحيح ماده و صورت و اعراب كلمات و مدلولات انواع مختلف لفظ و آشنايى با معانى تركيبات مختلف كلمات ، تشخيص اسلوب‌هاى كلامى پست و عالى را ميسر مىساخت . و شكى نيست كه براى مردمان غير عرب درك معانى قرآن و چشيدن بلاغت و اعجاز قرآن جز از اين طريق ممكن نبود . همچنين ، علت نيازمندى به معارف بشرى در تفسير قرآن اين بود كه خداوند مردم را بسيار به انديشه دربارهء اين عالم مىخواند و آنان را به خواندن كتاب هستى سخت تشويق