تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
اگر بگويى فريابى گفته است سفيان از يونس بن عبيد از حسن حديثى نقل كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « لكل آية ظهر و بطن ؛ و لكل حرف حدّ ؛ و لكل حدّ مطلع » . مىگويم وجوه معناى ظهر و بطن عبارتند از : وجه اول : هرگاه باطن آيه را بررسى و بر ظاهر قياس كنيم ، معناى آن را در مىيابيم . وجه دوم : چنان كه ابن مسعود گفته است ، هيچ آيه‌اى نيست مگر آنكه قومى بدان عمل كرده‌اند ، و گروهى نيز بدان عمل خواهند كرد . وجه سوم : ظاهر يعنى لفظ آيه . و باطن يعنى تأويل آن . وجه چهارم : ابو عبيدة گفته است . ظاهر داستان‌هايى كه خداوند متعال از امت‌هاى پيشين و سرنوشت ايشان نقل كرده است ، خبر دادن از هلاكت گذشتگان و سخنى است كه دربارهء قومى از اقوام گفته شده است . و باطن اين داستان‌ها پند و موعظهء آيندگان و برحذر داشتن ايشان از تكرار كردهء گذشتگان و در نتيجه دچار شدن به سرنوشت آن‌هاست . سخن ابو عبيده در معناى ظاهر و باطن نزديك‌ترين سخن به وجه صواب است . وجه پنجم : ابن نقيب « 1 » قول پنجمى نقل كرده است به اين شرح كه ظاهر آيه معانيى است كه براى اهل علم ظهور دارد . و باطن آن اسرار و حقايق موجود در ضمن آيه است كه خداوند صاحبان حقايق را بر آن آگاه مىسازد معناى « و لكل حرف حد » اين است كه براى معنايى كه خداوند از هر حرفى مراد كرده پايانى است . و نيز گفته‌اند براى هر حكمى ميزانى از ثواب و عقاب هست . و معناى عبارت « و لكل حد مطلع » در حديث ، آن است كه براى هر غايت و پايانى از معانى و احكام آغازى است كه بدان شناخت حقيقت و مراد معانى و احكام ممكن مىگردد . و گفته‌اند هر آنچه استحقاق ثواب و عقاب داشته باشد در آخرت و به هنگام كيفر و پاداش معلوم مىگردد . و بعضى گفته‌اند ظاهر يعنى تلاوت ، و باطن به معنى فهم و درك است . و « حد » يعنى احكام حلال و حرام . و « مطلع » به معنى آگاهى از وعده وعيد است . مىگويم مؤيد اين قول حديثى است كه ابن ابى حاتم از طريق ضحاك از ابن عباس نقل مىكند . ابن عباس مىگويد : « قرآن را اغراض و اهداف مختلف و ظاهرها و باطن‌هايى است شگفتىهاى آن پايان نپذيرد و كسى به نهايت آن نرسد . آن‌كه به رفق و مدارا بدان
هامش
( 1 ) . محمد بن سليمان بن حسن بلخى ، مقدسى ، ابو عبد اللّه ، جمال الدين ابن نقيب ( 611 - 698 ) مفسر و فقيه حنفى . از تأليفات او التحرير و التحبير لأقوال ائمة التفسير است كه به گفته مقريزى هفتاد جلد بوده است . ( الأعلام زركلى ، ج 6 : 150 )