جمع ميان آنها محال بود و نيز ارادهء آنها با يك لفظ نيز ممكن نبود - مانند واژهء « قرء » كه براى حيض و پاكى به كار مىرود - مفسر بايد با تمسك به شواهد و قراين در اين كه منظور از لفظ كدام يك از دو معناست اجتهاد كند . در نتيجه ، در مورد اين شخص مراد خداوند همان مفاد ظن اوست . و اگر ظن و گمان او به هيچيك از دو معنا تعلق نگرفت ، در اين كه آيا در انتخاب هريك از دو معنا مختار است و يا اينكه بايد وجه متضمن تكليف سختتر را اختيار كند و يا وجهى را كه ناظر بر تكليف سادهترى است ، اختلاف نظر وجود دارد . در صورت اخير « 1 » ، اگر جمع ميان دو معنا ممكن بود ، از نظر محققان بايد لفظ را بر هر دو معنا حمل كرد . و اين امر به نحو گوياترى اعجاز را نشان مىدهد ، مگر آنكه دليلى در ميان باشد و ثابت كند كه منظور از لفظ يكى از دو معناست « 2 » .
وجوه تبيين قرآن توسط سنت
پيش از اين مكررا تصريح كرديم كه سنت شارح قرآن است ؛ زيرا وظيفهء حضرت رسول ( ص ) ابلاغ و بيان قرآن بوده است . اين نصوص بر اين حقيقت دلالت دارند : خداوند متعال مىفرمايد :
« . . . وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . . . »
« 3 » همچنين پيامبر ( ص ) فرمايد : « ألا إنى أوتيت الكتاب و مثله معه . ألا يوشك رجل شبعان على أريكته ( و در روايت ديگر : متكئا على أريكته ) يقول : عليكم بهذا القرآن . فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه ؛ و ما وجدتم فيه من حرام فحرموه » « 4 » .
هامش
( 1 ) . صورتى كه لفظ در هر دو معنى به دلالت حقيقى و به يك دلالت يا شرعى يا عرفى و يا لغوى استعمال شود ، و در نتيجه هر دو معنى از هر نظر با هم اشتراك و اتفاق داشته باشند .
( 2 ) . الاتقان ، سيوطى ، ج 2 ، نوع 78 : 515 .
( 3 ) . « . . . و اين ذكر - قرآن - را به تو فرستاديم تا براى مردم آنچه را به سوى آنان فروفرستاده شده است روشن بيان كنى . . . » ( نحل : 44 )
( 4 ) . « بدانيد كه به من كتاب و همانند آن به همراه آن داده شده است ، آگاه باشيد كه به زودى مردى شكمپر بر تختش مىنشيند ( يا مردى در حالى كه بر تختش تكيه زده است ) مىگويد : بايد به اين قرآن بسنده كنيد .
پس آنچه از حلال در آن يافتيد حلال بدانيد و آنچه را در آن حرام يافتيد حرام بدانيد » . سنن ابو داود ، كتاب السنة ، باب لزوم السنة : ح 1 و مسند الامام احمد بن حنبل ، ج 2 : 131 . ابو داود در همين بخش از كتاب خود حديث مشابهى را به اين لفظ روايت مىكند : « لا ألفين أحدكم متكئا على أريكته يأتيه الامر من أمرى مما أمرت به او نهيت عنه فيقول لا ندرى ما وجدنا فى كتاب اللّه اتبعناه » ( كتاب السنة ، باب فى لزوم السنة ، ح 3 ) . « مبادا