است .
« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ »
« 1 » اما بالاترين مرتبهء تفسير نيازمند امور زير است :
1 . درك معانى مفردات الفاظ قرآن به نحوى كه مفسر آن را از استعمالات اهل زبان به دست آورد ، و به گفته عمرو و فهم زيد اكتفا نكند ؛ زيرا بسيارى از الفاظ در زمان نزول وحى در معانى خاصى استعمال مىشده و سپس در فاصلهء زمانى كوتاه و يا طولانى معناى ديگرى يافتهاند . مانند واژهء « تأويل » . اين واژه به معنى مطلق تفسير و يا شيوه خاصى از تفسير شهرت يافته ؛ حال آنكه در قرآن به معانى ديگرى به كار رفته است . مانند اين فرمودهء خداوند متعال :
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ . .
. » « 2 » منظور از تأويل در آيه عاقبت و انجام و آن چيزى است كه خداوند به عنوان ثواب و عقاب وعده مىدهد ؛ يعنى عاقبتى كه خداوند بر حسب وعد و وعيدش كار را بدان پايان مىبخشد . بنابراين ، محقق باريكبين مىبايد قرآن را بر اساس معانيى كه در عصر نزول استعمال مىشده است تفسير كند . و بهتر آن است كه با جمع آوردن موارد تكرار در آيات مختلف و انديشه و مورد آن ، معناى الفاظ را از خود قرآن دريابد چه بسا كه لفظى در قرآن در معانى مختلفى به كار رفته باشد ، مانند لفظ « هدايت » و نظاير آن . همچنين ، چگونگى همآهنگى معناى لفظ را با ساير كلمات و معناى كلى آيه را بررسى كرده ، از ميان معانى مختلف معناى متناسب و صحيح آن را دريابد . عالمان گفتهاند كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مىكنند و بعضى مفسر بعضى ديگرند . و بهترين قرينه بر حقيقت معناى كلمه در يك جمله همآهنگى آن با سياق كلام و معناى كلى عبارت و تلائم و همسازى آن با مقصودى است كه كل قرآن براى بيان آن نازل شده است .
2 . اسلوبها . فراگيرى ميزانى از اين علم كه در فهم اساليب بلند و شيوههاى گفتارى زيباى قرآن به كار مىآيد براى مفسر لازم است و اين علم از طريق ممارست و ارتباط دايم با كلام بليغ و دقت و باريك شدن در نكتهها و زيبايىهاى آن و نيز درك مقصود گويندهء آن حاصل مىشود . آرى ، ما قادر نخواهيم بود كه به طور كامل و همهجانبه مقصود كلام خداوند متعال را دريابيم ، اما مىتوانيم در حد قدرت خود تعاليم و هدايتهاى آن را فهم كنيم .
هامش
( 1 ) . « و هرآينه قرآن را براى يادآورى و پند گرفتن آسان ساختيم . پس آيا يادآرنده و پندگيرندهاى هست ؟ » ( قمر : 17 )
( 2 ) . « آيا جز تأويل آن را انتظار مىبرند ؟ آن روز كه تأويل آن فرارسد ، آنها كه از پيش آن را فراموش كردند گويند : همانا فرستادگان پروردگارمان براستى و درستى آمدند . . . » . ( اعراف : 53 )