اجتهاد را دارا باشد .
علومى كه مفسر بدان نياز دارد
عالمان علومى را كه يك مفسر بايد فراگيرد چنين برشمردهاند : لغت ، نحو ، صرف ، بلاغت ، اصول فقه ، علم توحيد ، علم اسباب نزول ، آگاهى از داستان انبيا و امتهاى پيشين ، ناسخ و منسوخ ، احاديثى كه تبيينكنندهء آيات مبهم و مجمل هستند ، علم خدادادى ، علمى كه خداوند متعال به شخص عامل به علم خويش عطا مىكند . كسى كه قلبش از بدعت و تكبر و حب دنيا و ميل به گناه آكنده است به چنين علمى دست نمىيابد . خداوند مىفرمايد :
« سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ . .
. » « 1 » امام شافعى در اين باره سروده است :
شكوت إلى وكيع سوء حفظى * فارشدنى إلى ترك المعاصى
و أخبرنى بأن العلم نور * و نور اللّه لا يهدى لعاصى « 2 »
ملاحظه
شرايط و علومى را كه برشمرديم ، به علاوه تأملات و پندهاى ارزشمندى كه در سطور بعد خواهد آمد ، جملگى شرايط تحقق بالاترين مرتبهء تفسير است . اما معانى عامى كه شخص از آنها عظمت مولاى خويش را در مىيابد و مفاهيم عامى كه انسان از اطلاق لفظ قرآن كريم مىفهمد تقريبا ميان عامهء مردم مشترك است و ايشان به تعمق و تدبر در آن و پندآموزى از آن فرمان داده شدهاند ؛ زيرا خداوند سبحان درك معانى مذكور را برايشان سهل و آسان ساخته است . و اين پايينترين مراتب تفسير است .
مرحوم شيخ محمد عبده در اين باره سخنى دارد كه خلاصه آن چنين است :
تفسير را مراتبى است : پايينترين مراتب تفسير آن است كه به اجمال آنچه را بزرگى و تنزيه خداوند را در قلب مىنشاند و نفس را از شر منصرف و مجذوب خير مىسازد تبيين كند و اين همان تفسيرى است كه گفتيم براى هركسى ميسر
هامش
( 1 ) . « به زودى كسانى را كه در زمين به ناحق بزرگ منشى مىكنند از آيات خويش بگردانم . . . » . ( اعراف : 146 )
( 2 ) . « از ضعف حافظه شكايت نزد وكيع بردم / او مرا به ترك معاصى سفارش كرد . و خبر داد كه علم نور است / و نور خدا گناهكار را هدايت نكند » .