تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
مذموم و غير مجاز است . بنابراين ، در تفسير به رأى جايز بايد بر تعاليم روشنىبخشى كه از رسول خدا ( ص ) و اصحابش نقل شده اعتماد كرد ؛ و مفسر به رأى بايد به قوانين زبان عربى و اسلوب‌هاى آن و نيز به قانون شريعت آشنايى داشته باشد ، تا كلام خداوند بر احكام شناخته‌شده شريعتش منطبق گردد . اما مهم‌ترين امورى كه در تفسير به رأى بايد از آن‌ها اجتناب كرد عبارتند از : 1 . جرئت بر تبيين كلام خدا بدون آشنايى با زبان عربى و شريعت . 2 . حمل كلام خدا بر عقايد و مذاهب فاسد . 3 . انديشه در امورى كه خداوند آگاهى از آن را ويژهء خود قرار داده است . 4 . جزم و يقين به اينكه مقصود خداوند فلان امر است . 5 . همراهى و تبعيت از هواى نفس و ميل و پسند . مىتوان اين پنج مورد را در دو كلمهء « نادانى و گمراهى » خلاصه كرد . قرآن مشتمل بر سه نوع علم است : 1 . علمى كه جز خدا كسى از آن آگاه نيست . و او آگاهى از آن را ويژهء خود ساخته است . مانند شناخت حقيقت ذات و صفات و غيب خداوند كه هيچ‌كس جز او از آن آگاهى ندارد . بنا به اجماع عالمان ، جايز نيست كسى در اين علم سخن بگويد . 2 . علمى كه خداوند پيامبرش را بدان آگاه فرمود و ويژهء او ساخت . سخن گفتن از اين علم نيز جز بر پيامبر ( ص ) و كسى كه پيامبر به او اجازه داده است جايز نيست . گفته شده است حقيقت معناى حروف مقطعه جزو همين علم است . 3 . علمى كه خداوند متعال به پيامبرش تعليم و وى را به ابلاغ آن امر فرمود . اين نوع از علم خود دو نوع است : الف ) علمى كه سخن گفتن دربارهء آن جز از طريق شنيدن و نقل جايز نيست ، مانند ناسخ و منسوخ ، قرائات ، داستان‌هاى امت‌هاى پيشين ، اسباب نزول ، اخبار روز حشر و معاد . ب ) علمى كه از راه تفكر و استدلال دست‌يابى بدان ممكن است . بخشى از اين علم دانشى است كه جواز و حرمت آن محل اختلاف است ، مانند دانش مربوط به آيات محكم و متشابه . بخش ديگر دانشى است كه همگان بر جواز آن اتفاق نظر دارند مانند دانش مربوط به آيات احكام و پندها و امثال و حكم و مانند آن براى كسى كه صلاحيت