بالقدر خيره و شره » « 1 » . و فرمود : « يا مقلب القلوب و الأبصار ثبت قلبى على دينك » « 2 » .
بسيارى از اين دست .
اگر بنده در اين نصوص و نظاير آن بينديشد ، چارهاى ندارد جز آنكه همهء امور را به خداوند بازگرداند و معتقد شود كه او خداى واحد احد است و نه در پادشاهى و نه در ناحيهاى از متصرفات و ملك خود ، از جمله افعال تكليفى بندگان خود ، شريكى ندارد . گويى كه نسبت افعال به بنده صرفا فضلى از خداوند است و به مصداق گفته ابن عطاء اللّه « 3 » از جمله فضل و بخشش خداوند به تو آن است كه عمل را خلق كرد و آن را به تو نسبت داد . دلايل عقلى نيز اين ادلهء نقلى را تقويت كرده و بر وحدانيت خدا در هر چيز و نيز اينكه خالقيت بنده در افعال اختيارى خويش معقول نيست تأكيد مىكند . زيرا اگر بنده خالق افعال خود باشد ، مىبايد به جزئيات آن آگاه باشد ؛ اما خود مىداند كه او افعال اختيارى بسيار زيادى سر مىزند بدون آنكه از جزئيات آن اطلاعى داشته باشد ؛ مانند حركت قدمها در راه رفتن و حركات چانه در خوردن و نظاير آن . بنابراين ناچاريم ، نتيجه بگيريم كه بنده خالق افعال اختيارى خود نيست .
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ . .
. » « 4 »
در مقابل ، در كتاب و سنت نصوص فراوانى وجود دارد كه افعال بندگان را به خود ايشان نسبت مىدهد و خشنودى خداوند را از نيكوكاران و محبت او را به ايشان و همچنين خشم و بغض او را از بدكاران نشان مىدهد . از جمله اين نصوص عبارتند از :
هامش
( 1 ) . « ايمان يعنى ايمان به خداوند و فرشتگان و كتابها و پيامبران او و روز جزا و ايمان به تقدير و خير و شر آن » . صحيح مسلم ، كتاب الإيمان ، باب 1 : ح 1 ؛ سنن ابو داود ، كتاب السنة ، باب فى القدر ؛ سنن الترمذى ، كتاب القدر ، باب 10 و كتاب الإيمان ، باب 4 ؛ سنن نسايى ، كتاب الإيمان و شرائعه ، باب 6 ، ح 4618 ؛ سنن ابن ماجة ، المقدمة ، باب 9 : ح 63 .
( 2 ) . « اى دگرگونكننده دلها و ديدهها ، دل مرا بر دين خود استوار دار » . مسند الامام احمد بن حنبل ، ج 4 : 182 و ج 6 : 91 - 251 ، 224 ، 302 ، 315 .
( 3 ) . احمد بن محمد بن عبد الكريم ، ابو الفضل تاج الدين ، ابن عطاء اللّه اسكندرى ( . . . - 709 ) صوفى شاذلى .
وى از مخالفان سرسخت ابن تيميه بود . از آثار اوست : تاج العروس ، لطائف المتن فى مناقب المرسى و أبى الحسن ، ( الأعلام زركلى ، ج 1 : 222 )
( 4 ) . « آيا كسى كه آفريده است نمىداند ؟ . . . » ( ملك : 14 )