يا كيفر مىبيند ، و اين امر چگونه با عدالت و حكمت خداوند در مكلف ساختن بندگانش سازگار است ، پاسخ خواهد گفت بندگان هرچند خالق اعمال خود نيستند ، كسبكننده آن هستند و مناط تكليف و مبناى پاداش و عذاب همين كسب است و عدالت و حكمت الهى در تشريع اعمال براى مكلفان با همين كسب محقق مىشود . آنان براى جمع ميان دو دسته نصوص سابق الذكر ، دسته اول را بر خلق و دسته دوم را بر « كسب » حمل مىكنند .
اشعرى « 1 » و ماتريدى « 2 » دربارهء اينكه آيا معناى « كسب » مقارنهء قدرت قديم با امر حادث است ، يا عزم استوار ، اختلاف كردهاند . شرح و تبيين هريك از اين دو نظر نيازمند بحث گستردهاى است لذا از آن در مىگذريم .
معتزله نيز نصوص دسته دوم و براهين عقلى مؤيد آن را پذيرا شده و ترجيح دادهاند .
آنان مىگويند بنده خالق افعال اختيارى خويش است . و اگر از ايشان سؤال شود آيا خداوند خالق همه چيز از جمله اعمال بندگان نيست ، پاسخ مىگويند بله ، خداوند خالق همه چيز حتى اعمال اختيارى بندگان است ؛ ليكن او برخى از امور را بلاواسطه و بعضى ديگر را معالواسطه خلق مىكند ؛ و افعال مكلفين از نوع دوم است و خداوند آنها را از طريق خلق ابزار و آلات آنها خلق مىكند . و ابزار و آلات افعال اختيارى همان قدرت كلى ارادهاى است كه مىتواند به هريك از دو طرف فعل و ترك تعلق يابد و هيچ قدرت و نيرويى جز اراده ما به اختيار نيك يا اختيار بد كه در يكى از دو طرف به كار مىبريم وجود ندارد . البته اشكالى ندارد كه خداوند را مجازا و به اعتبار آنكه پديدآورنده عوامل و مقدمات افعال است خالق اعمال بندگان بدانيم . اگر از ايشان پرسيده شود كه لازمهء مذهب شما آن است كه براى فعل خداوند شريكان زيادى ، يعنى بندگان مكلف ، وجود داشته باشند ، و اين با عقيده توحيد و برهان وحدانيت خداوند تناقص دارد ، پاسخ خواهند گفت نه اين ملازمه را مىپذيريم و نه بدان معتقديم . معناى وحدانيت خداوند نفى موجودات و صفات و افعال از غير او نيست . بلكه معناى وحدانيت نفى شباهت
هامش
( 1 ) . علىّ بن اسماعيل بن اسحاق ، ابو الحسن اشعرى ( 260 - 324 ه . ق ) مؤسس مذهب اشعرى ، متكلم وى از اعقاب ابو موسى اشعرى است . از آثار اوست : أمامة الصديق ، الرد على المجسمة ، مقالات الإسلاميين .
( الأعلام زركلى ، 4 : 263 )
( 2 ) . محمد بن محمد بن محمود ، ابو منصور ماتريدى ( ت 333 ه . ق ) متكلم و مؤسس فرقه ماتريديه . از آثار اوست : التوحيد ، تأويلات اهل السنة . ( الأعلام زركلى ، 7 : 19 )