بدون آنكه به خود زحمت يافتن سند و يا شناسايى مرجع آن را بدهد ، نظر مذكور را به عنوان روايت نقل مىكند .
4 . اين روايات مملو از اسرائيليات است . بعضى از آنها حاوى بسيارى از خرافههاست كه بطلان آن ثابت شده است . و بعضى ديگر ناظر بر اعتقاداتى است كه پذيرش آن نه با ظن و گمان جايز است و نه با خبر آحاد ، بلكه بايد مستند به دليلى يقينآور باشد .
مانند رواياتى كه از مقدمات قيامت و حوادث هولناك روز جزا و چگونگى آخرت به عنوان اعتقادات اسلامى سخن مىگويد .
5 . پيامبر ( ص ) ما را فرمان داده است تا از تأييد و تكذيب مطالبى كه به صورت صحيح از كتابهاى مقدس در نزد اهل كتاب ، نظير تورات و انجيل ، نقل مىشود خوددارى كنيم .
تصديق نمىكنيم ، زيرا احتمال دارد مطلب مذكور جزو مواردى باشد كه تحريف شدهاند و تكذيب هم نمىكنيم ، زيرا احتمال دارد از جمله مواردى باشد كه آن را از تحريف حفظ كردهاند . زيرا خداوند متعال دربارهء ايشان مىفرمايد : « به آنان از كتاب خداوند بهرهاى داده شده است » « 1 » . شيخ الاسلام ، ابن تيميه ، مىگويد :
اختلافات تفسيرى بر دو نوع است : اختلافى كه فقط مستند به نقل است ؛ و اختلافى كه منشايى جز نقل دارد . اختلافهاى مستند به نقل يا از معصوم رسيده است ، يا از غير معصوم . همچنين ، در اين موارد يا شناخت نقل صحيح از ضعيف ممكن است ، يا ممكن نيست . اين قسم اخير ( اختلاف مستند به نقلهايى است كه بازشناسى صحيح آن از ضعيف ممكن نيست ) عموما در مواردى است كه فايدهاى در بر ندارد و نه نيازى به آگاهى آن داريم . مانند اختلاف مفسران در اسم و رنگ سگ اصحاب كهف ؛ و يا اينكه در آيهء
« فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى . . »
. « 2 » منظور از « بعض » كدام جزء از بدن گاو بوده كه خداوند فرموده به مرده بزنيد ؛ و يا اختلاف در اندازه كشتى نوح و چوبهاى آن ؛ و يا در نام كودكى كه خضرا او را كشت ؛ و نظاير آن . راه آگاهى اين قبيل امور جزيى نقل است . در اين موارد آنچه به سند صحيح از پيامبر ( ص ) نقل شده است مقبول است . و اقوال و آرايى كه چنين نيست ، يعنى از اهل كتاب نظير كعب و وهب نقل شده باشد ، بايد از تصديق يا تكذيب آن اجتناب كرد . زيرا پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) . آل عمران : 23
( 2 ) . بقرة : 73