و با اين جماعت بزرگوار پيوند علمى برقرار سازند . جماعتى كه با تمسك به شيوههاى مشهور و پذيرفته شده در پاسدارى و حراست از نحوهء ادا و كيفيت نطق به قرآن كريم كوشيدند و اين تأثير شگفتانگيز را در سراسر جهان اسلام و براى قرنهاى متمادى از خود بر جاى نهادند .
ما در اين مختصر نه در پى بررسى همهجانبهء تاريخ زندگى ايشان هستيم ؛ و نه قصد داريم دورههايى را كه بر قرائتهاى ايشان گذشته است استقصا كنيم . زيرا اين ميدان عرصهاى گسترده است و عالمانى در اين عرصه تأليفات مستقلى پديد آوردهاند از جمله ايشان است : ذهبى « 1 » و ابن جزرى كه كتاب مشهور طبقات القراء « 2 » را نوشته است .
قاريان هفتگانه
1 . ابن عامر
نام وى عبد اللّه يحصبى ، منسوب به يحصب ، يكى از قبايل حمير ، مىباشد . كنيهاش ابو نعيم و ابو عمران است . وى از بزرگان تابعى بود . واثلة بن اسقع « 3 » و لقمان بن بشير « 4 » را درك كرد ، و قرائت را از مغيرة بن ابى شهاب مخزومى « 5 » ، از عثمان بن عفان ، از رسول اللّه ( ص ) فرا گرفت . گفته شده است كه قرآن را بر عثمان خوانده است . به سال 118 ه . ق در دمشق
هامش
( 1 ) . محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز ذهبى ، شمس الدين ابو عبد اللّه ( 673 - 748 ه . ق ) حافظ و مورخ تركمانى الاصل از آثار اوست : طبقات القراء ، الأنساب و الكنى و الألقاب ، تاريخ الاسلام الكبير ( الأعلام زركلى ، 5 : 326 )
( 2 ) . در شرح زندگى قاريان ، به ويژه مواردى كه مراجع در آن اختلاف دارند ، بر طبقات القراء نوشته ابن جزرى اعتماد كردهام ، چرا كه او به محقق معروف است در اينجا بايد مراتب شگفتى ، و يا بهتر بگويم تأسف خود را از اينكه يك مستشرق آلمانى ( گ . برگ اشترايسر ) ، به طبع اين كتاب همت گماشته است آشكار سازم . همچنين ، شنيدهام كه وى كتابى نيز از ابن خالويه در زمينه قرائات در مصر به چاپ رسانده و اصل آن را به كشور خود منتقل كرده است . درحالىكه كشور مصر از آن محروم است . ( مؤلف )
( 3 ) . واثلة بن اسقع بن كعب بن عامر ، ابو اسقع ( م 83 ه . ق ) صحابى ، اهل صفه ( غاية النهاية ، ابن جزرى 2 : 358 )
( 4 ) . لقمان بن بشير بن سعد بن ثعلبة بن جلاس بن زيد بن مالك بن ثعلبة بن كعب بن خزرج انصارى ، نيز - ص 346 .
( 5 ) . مغيرة بن ابى شهاب ، عبد اللّه بن عمرو بن مغيرة بن ربيعة بن عمرو بن مخزومى ، ابو هاشم مخزومى الشامى ( م 91 ه . ق ) تابعى ، قرائت را از عثمان و عبد اللّه بن عامر فراگرفت . ( غاية النهاية ، ابن جزرى ، 2 : 305 )