تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
بود . مردم اين عمل او را زشت شمردند و گفتند با تأليف اين كتاب عمل ناپسندى را مرتكب شد . اين بدان دليل بود كه مردم همواره قرائت را از زبان نسل قبل از خود فرا مىگيرند ، و هيچ امتى به قرائتى كه به نحو راوى راوى نقل شود توجه نمىكند . مىگويم ، منظور وى از « راوى راوى » آحاد آحاد است . حافظ علامه ، ابو سعيد خليل كيكلدى علائى « 1 » ، در كتاب خود ، به نام المجموع المذهب ، مىنويسد : « شيخ شهاب الدين ابو شامه در كتاب المرشد الوجيز و عالمان ديگر ميان قرائت‌هاى هفت‌گانه متواتر و شاذ تفاوت قائل شده‌اند . « 2 » از كلام برخى از عالمان قارى متقدم نيز چنين استنباط مىشود كه هيچ‌يك از قرائت‌هاى هفت‌گانه متواتر نيستند . حد اكثر آنكه شرايط صحت سند و سازگارى با رسم‌الخط مصحف امام و زبان فصيح عربى در آن‌ها جمع است و مستفيض بودن آن‌ها كافى است . حال آنكه گفتهء ايشان صحيح نيست . انحصار سند قرائات و انتساب آن‌ها به قاريان مشهور چنين شبهه‌اى را براى ايشان بوجود آورده و گمان برده‌اند كه قرائات مذكور مانند اخبار « 3 » آحاد هستند . مىگويم در اين باره از شيخمان ، امام امامان ، ابو المعالى ( ره ) « 4 » ، سؤال كردم . گفت : انحصار اساتيد قرائت در يك گروه خاص منافاتى با آن ندارد كه قرآن از طريق ديگران نيز نقل شده باشد . زيرا مسلم است كه مردم هر سرزمينى قرآن را فرامىگرفتند ، و شمار بسيارى از ايشان آن را از جماعتى نظير خود مىآموختند . همواره وضع بر همين منوال بوده ؛ و بنابراين ، تواتر براى ايشان محقق مىشده است . اما سند روايات انحصارا از ناحيهء امامان قاريى است كه در ضبط قرائات
هامش
القرآن ( الأعلام زركلى ، 63 : 8 ) ( 1 ) . خليل بن كيكلدى بن عبد اللّه علايى ، ابو سعيد ، صلاح الدين ( 694 - 761 ه . ق ) محدث . از آثار اوست : المجموع المذهب فى قواعد المذهب ، الاربعين فى اعمال المتقين ، برهان التيسير فى عنوان التفسير . ( الأعلام زركلى ، 2 : 321 ) ( 2 ) . متن اصلى چنين است : شيخ شهاب الدين ابى شامة فى كتابه المرشد الوجيز و غيره كلام فى الفرق بين السبع و الشاذة منها . احتمالا عبارت چنين بوده است . . . فى الفرق بين السبع المتواتر و الشاذ منها . و در نسخه‌بردارى كلمهء المتواتر از قلم افتاده و حرف « ة » به لفظ « الشاذ » اضافه شده است . ( مؤلف ) ( 3 ) . متن اصلى چنين است « فطنوها كالاجتهاد الآحاد » كه احتمالا فظنوها كأخبار الآحاد صحيح است . ( مؤلف ) ( 4 ) . محمد بن رافع بن ابى محمد هجرس بن محمد بن شافع سلامى ، تقى الدين ابو المعالى ( م 774 ) شيخ ابن جزرى ( غاية النهاية ، ابن جزرى 2 : 139 )