تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
عامر ، حمزه ، ابو عمرو و قرائت كسانى كه اهل حرمين و شام بر مسلميت آنها اتفاق دارند ، يعنى ابو جعفر و نافع و ابن عامر و بزّى ، قنبل و هشام جملگى نه تنها متواتر نيستند ، بلكه نه مشهورند و نه مستفيض ؟ اين كلام كسى است كه نمىداند چه مىگويد ، و حاشا كه امام ابو شامه چنين سخنانى بگويد ! من از شدت اعتقادم به او نزديك است يقين مىكنم كه هيچ‌يك از اين‌ها كلام او نيست و بسا برخى از متعصبان نادان اينها را در كتاب او وارد كرده‌اند ؛ و يا شايد ، همان گونه كه براى بسيارى از مصنفان اتفاق مىافتد ، اين كتاب را در ابتداى كار خويش فراهم كرده است ؛ و گرنه خود او در تأليفات ديگرش ، نظير شرحى كه بر الشاطبية « 1 » نوشته ، در تقويت و توجيه قرائت « الأرحام » با كسر ، توسط حمزه و فصل ميان متضايفان تأكيد فراوان كرده است . و در همان‌جا دربارهء فصل ميان متضايفان مىگويد به گفته كسى كه ادعا مىكند در كلام عرب مورد مشابهى نيامده است نبايد توجه كرد ، چرا كه در مقابل او كه چنين موردى را نفى مىكند افراد ديگرى هستند كه اين قرائت را داراى سند مىدانند آن را اثبات مىكنند ؛ و بنا بر اجماع ، در مورد يك امر ، نظرى كه آن را اثبات مىكند بر نظرى كه نفى مىكند رجحان دارد . وى همچنين مىگويد : « اگر براى چنين شخص متوهمى نقل شود كه بعضى از عرب فصل را در نثر استعمال كرده‌اند ، از نظر خويش بازخواهدگشت . بنابراين ، چرا بر رواياتى كه تابعان راوى قرائت از صحابه نقل كرده‌اند اكتفا نمىكند و بدان راضى نمىشود » ؟ به نظر ما اين سخنان با آنچه پيش از اين آمد متعارض است و هيچ شباهتى به هم ندارد ، و همين كلام اخير شايستهء كسى چون ابو شامه ، رحمه اللّه ، است . ابو شامه در كتاب المرشد پس از آن سخنان مىافزايد : « حاصل آنكه ما به تواتر در همه الفاظى كه مورد اختلاف است معتقد نيستيم » . مىگويم ما نيز همين‌طور . اما ، همچنان‌كه در باب دوم گفتيم « 2 » ، نه در همهء الفاظ مورد اختلاف ، بلكه در تعداد كمى از آنها با وى هم‌نظر هستيم . ابو شامه مىگويد : « نهايت چيزى كه مدعيان تواتر قرائت‌هاى مشهور ، مانند ادغام ابو عمر ، نقل حركت توسط ورش ، وصل « م » جمع و « ه » كنايه توسط ابن كثير ، مىتوانند ثابت كنند ، آن هم پس از آنكه در برابرى همهء راويان ، از نخستين
هامش
( 1 ) . ابراز المعانى فى شرح حرز الأمانى ، ابو شامه ( 2 ) . باب مذكور ابن جزرى به قرائت هشام اشاره دارد كه « افئدة » را با ياء بعد از همزه خوانده است ابن جزرى اين قرائت را اگرچه متواتر نيست صحيح و قطعى مىداند ، زيرا مستفيض بودن و موافقت خبر غير متواتر با رسم‌الخط و موارد شبيه آن در زبان عرب افاده علم مىكند . - كتاب المنجد المقرنين ، ص 19 .