حجم اندك ، مشحون از تناقض است . من شيخ خويش ، امام ولىاللّه ابو محمد بن محمد جمالى « 1 » ، را بر سخن مذكور آگاه ساختم . وى گفت سزد كه اين كتاب از بسيط زمين معدوم گردد و هيچگاه آشكار نشود ! اين سخن طعن در دين است . در توضيح كلام شيخ مىگويم كه اولا خدا را به شهادت مىگيريم كه قصد توهين و بىقدر ساختن امام ابو شامه را نداريم ، زيرا خطاى بزرگان از قدر و منزلتشان نمىكاهد ، اما حق براى پيروى سزاوارتر از هر چيز ديگر است . مقصود ما تنها آن است كه اذهان را به اين لغزش خطرناك متنبه سازيم ، تا كسانى كه نه شناختى از آراء عالمان دارند و نه اطلاعى از احوال پيشوايان از آن بر حذر باشند .
اما دربارهء اين سخن ابو شامه كه گفته است : « پس قرائتهايى را كه به اين هفت قارى نسبت داده شده اما مورد انكار اهل زبان و ديگران قرار گرفته . . . » بايد گفته شايستهء كسى چون او نبود كه چيزى از قرائتهاى قاريان هفتگانه را مورد انكار عالمان ادب عرب بداند . عالمان ادبيات و علم نحو كه مورد اعتماد و مراجعه سلف و خلف بودهاند براى قرائتهاى مذكور وجوهى برشمرده و بدانها استدلال كردهاند ، چگونه مىتوانند قرائتى را كه متواتر است و يا به حد استفاضه از رسول خدا ( ص ) نقل شده است نفى كنند ؟ مگر معدود كسانى كه نه رأيشان معتبر است و نه شناختى از قرائات و احاديث دارند ، بر دانستههاى قياسى خويش جمود ورزيده و گمان بردهاند كه به همه زبانهاى عرب ، اعم از افصح و فصيح آن ، احاطه دارند ، تا آنجا كه اگر عبارتى از قرآن را به گونهاى غير از گونهاى كه خداوند نازل فرموده است . بر يكى از ايشان عرضه شود به طورى كه با قياسات مورد قبول وى موافق افتد ولى هيچكس آن را چنين نخوانده باشد ، بر صحت آن يقين خواهد كرد ! كما اينكه اگر دربارهء قرائتى كه وجه قياسى براى آن نشناسد از وى سؤال شود ، آن را انكار كرده به شاذ بودن آن حكم مىكند . حتى بعضى از ايشان ادغام را در آيهء شريفهء
« . . . ما لَكَ لا تَأْمَنَّا . . »
. « 2 » ، كه مورد اجماع صحابه و مسلمانان است ، به قطع و يقين لهجه غير فصيح ( لحن ) دانسته و معتقد شده كه نزد عرب چنين ادغامى جايز نيست ، زيرا فعل « تأمن » مرفوع است ، و ادغام آن در « ن » پس از آن وجهى ندارد .
پس ، اى برادر ، بنگر كه چگونه اينان از خدا شرم نمىكنند و يافتههاى قياسى خود را اصل ، قرآن عظيم را فرع مىدانند . اما ساحت عالمان و سرآمدان علم نحو
هامش
( 1 ) . محمد بن محمد بن محمد بن محمد بن محمد نسايى ، ابو محمد جمالى شافعى ( م 784 ) محدث ، حافظ قرآن ، شيخ ابن جزرى ( غاية النهاية ، 2 : 253 )
( 2 ) . يوسف : 11