دشمنان اسلام مىگويند اين روايت بر آن دلالت دارد كه نسخهبرداران مصحف بنا بر ميل و رأى خود هرچه خواستهاند در كتابت و رسمالخط قرآن تصرف كردهاند .
پاسخ ، سخن زيد دلالتى بر ادعاى ايشان ندارد ، بلكه صرفا بيانگر وجهى از آيه است كه او آن را بر اساس آموزش از پيامبر ( ص ) بدون هرگونه تصرف و يا اشتباهى از جانب خود ، نوشته و خوانده بود . چگونه مىتوان چنين اتهامى را دربارهء قرآن به صحابه نسبت داد در حالى كه آنان و به ويژه زيد ، به نهايت دقت و حزمانديشى نسبت به كتاب و سنت ضرب المثل بودند . ما پيش از اين دربارهء قدرت حافظه و ميزان امانتدارى و ديندارى و خداترسى او سخن گفتيم و ضوابطى را كه او در كتابت صحف و مصاحف به كار مىبست يادآور شديم . چگونه از حق روىگردان شدهاند .
مىگويند : كسى كه آيهء
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
از سورهء فاتحه را با حذف الف « ملك يوم الدين » خواند مروان بود . او الف را خودسرانه حذف كرده در حالى كه نه تنها از نظر قرائت و نحوهء ادا و يا كتابت و رسم الخط حديثى متواتر در تأييد آن وجود نداشت ، بلكه اساسا روايتى از پيامبر ( ص ) در اين مورد وارد نشده بود .
پاسخ ، اين ادعا دروغى آشكار است ، زيرا اولا ، هيچ دليل و سندى بر صحت آن وجود ندارد . ثانيا ، بنا بر دلايل روشن و تواتر كامل و اجماع ، پيامبر ( ص )
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
را هم با اثبات و هم با حذف الف مىخواند و اصحاب نيز از او همينگونه آموختند . از جمله كسانى كه واژه مالك را به اثبات و حذف الف خواندهاند على ( ع ) ، ابن مسعود ، ابى بن كعب ؛ و از كسانى كه آن را به قصر ، يعنى به حذف الف خواندهاند ابو درداء ، ابن عباس و ابن عمر ؛ و از كسانى كه آن را به مدّ يعنى اثبات الف ، خواندهاند ابو بكر ، عمر ، عثمان هستند . اينان جملگى قبل از آنكه مروان به دنيا بيايد و قرائت كند قرآنخوان بودند .
نهايت چيزى كه مىتوان گفت اين است كه مروان تنها روايتى را كه در آن لفظ « مالك » به قصر قرائت شده پذيرفته است ، همچنانكه عمر بن عبد العزيز تنها روايتى را كه در آن « مالك » به مدّ قرائت شده پذيرفته است . ثالثا ، همچنانكه قبلا گفتيم ، كلمه « مالك » در رسمالخط مصحف « ملك » نوشته مىشود .
پاسخى كلى به شبهات پيشين
خلاصه آنكه شبههء مذكور و نظاير آن بنا بر نصوص قطعى و براهين روشن مردود است .