داشتند كه نقص و اشكالى در قرآن بر جاى گذارند و رفع و تكميل آن را به نسلهاى پس از خويش واگذاردند .
رابعا ، از عايشه نقل نشده است كسى را كه « الصابئون » را با « و » قرائت كند بر خطا بداند . همچنين ، از وى نقل نشده است كه وى اين لفظ را با « ى » مىخوانده است .
بنابراين ، معقول نيست كاتبى را كه اين لفظ را با « و » نوشته خطاكار دانسته باشد .
خامسا ، سخن عايشه دربارهء آيهء
« يُؤْتُونَ ما آتَوْا »
به معنى نفى قرائت متواتر و مورد اجماع نيست . بلكه او به شخص سؤالكننده گفته است : كداميك را بيشتر دوست مىدارى و روايت مسموع از رسول خدا را منحصر بر قرائتى كه خود مىخواند نكرد بلكه تنها گفت : اين قرائت نيز مسموع است و چنين نيز نازل شده است و اين سخن با قرائت ديگر كه آن هم مسموع و مطابق وحى نازل شده است منافات ندارد ، به ويژه آن كه قرائت دوم به تواتر از پيامبر ( ص ) نقل شده است .
اما دربارهء جملهء « اما در شكل حروف آن اشتباه كردهاند » ( و لكن الهجاء حرّف ) در كلام عايشه بايد گفت : كلمه حرّف گرفتهشده از « حرف » به معنى قرائت و زبان است .
بنابراين معناى جمله چنين مىشود : اين قرائت متواتر كه رسمالخط مصحف بر اساس آن نوشته شده است زبان و وجهى از وجوه قرائت در قرآن كريم است . بنابراين ، صحيح نيست كه كلمهء « حرف » را در حديث عايشه از ريشه « تحريف » و به معناى خطا و اشتباه بدانيم . اگر هيچيك از اين توجيهات پذيرفته نباشد ، حديث با روايات متواتر تعارض دارد و خبرى كه با روايات متواتر متعارض باشد معتبر نيست .
مىگويند از خارجة بن زيد بن ثابت روايت شده است كه گفت :
به زيد بن ثابت گفتند : اى ابو سعيد ، آيا گمان بردهاى كه آيه چنين است : « ثمانية أزواج من الضأن اثنين اثنين و من المعز اثنين اثنين و من الابل اثنين اثنين و من البقر اثنين اثنين » « 1 » زيد گفت : خير خداوند متعال مىفرمايد :
« فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى »
« 2 » پس اين دو دو جفت هستند و هريك از آنها يك جفت . يك جفت نر و يك جفت ماده .
هامش
( 1 ) . منظور آيه 143 و 144 سوره انعام است : « ثمانية ازواج من الضأن اثنين و من المعز اثنين و من الابل اثنين . . . و من البقر اثنين » .
( 2 ) . قيامت : 39