تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
لم يأته من الدنيا إلّا ما قدّر له » . « 1 » زمانى مسلمانان را به جنگ با دشمن و دفاع و مبارزه ترغيب كرده مىفرمايد : « تضمّن اللّه لمن خرج فى سبيل اللّه لا يخرجه إلا جهاد فى سبيلى و إيمان بى و تصديقى برسلى ، فهو عليّ ضامن أن أدخله الجنة ، أو أرجعه إلى مسكنه الذى خرج منه نائلا ما نال من أجر و غنيمه و الذى نفس محمد بيده ، ما من كلم يكلّم فى سبيل اللّه إلا جاء يوم القيامة كهيئته يوم كلّم : لونه لون دم و ريحه ريح مسك و الذى نفس محمد بيده ، لو لا أن أشق على المسلمين ما قعدت خلاف سريّة تغزو فى سبيل اللّه عز و جل ، و لكن لا أجد سعة فأحملهم و لا يجدون سعة فيتّبعونى و شقّ عليهم أن يتخلّفوا عنى . و الذى نفس محمد بيده ، لوددت ان اغزو فى سبيل اللّه فأقتل ثم أغزو فأقتل . » « 2 » چنان‌كه ديده مىشود ، نيروى عظيم و تحول آفرين موجود در اين كلمات پيامبر ( ص ) اذهان را مجذوب خود مىسازد و جان‌ها را براى دفاع از دين و وطن مهيا مىكند ، آن چنان‌كه آن مرد كه در حال خوردن غذا بود ، هنگامى كه اين ترغيب‌ها و تشويق‌ها را شنيد ، درنگ نكرد تا غذايش را تمام كند ، لقمه را از دست انداخت و درحالىكه مشتاق مرگ بود و بىتاب در آرزوى شهادت در راه خدا به ميدان جهاد شتافت .
هامش
( 1 ) . « آن‌كه بر آخرت اهتمام كند خداوند در دل او توانگرى و بىنيازى نهد و كار پريشان او را فراهم آرد و دنيا به او روى آورد در آن حالى كه دنيا در ديده او بىمقدار است و آن‌كه جملگى همت بر دنيا گمارد خداوند فقر و مسكنت بر او مقدر فرمايد و كارش را پريشان سازد و جز بدانچه كه تقدير شده از دنيا برخوردار نشود . » سنن الترمذى ، باب صفه القيامة و الرقائق و الورع ، باب 30 ، ح 2465 . ( 2 ) . « هر كه در راه خدا بپاخيزد خداى ضمانت كرده است كه او را جز براى جهاد در راه خود و ايمان به خويش و تصديق رسولان وى برنينگيزد . پس ، فرمايد : من ضامن باشم كه يا به بهشتش برم ، و يا با پاداش و غنيمتى كه حاصل كرده است به خانه‌اش بازگردانم . قسم به كسى كه جان محمد در قبضهء اوست ، هيچ سخنى در راه خداى گفته نشود و مگر آنكه در روز بازپسين با همان هيئت سخن و صورت گفتن آشكار گردد چنان‌كه رنگش سرخ ، رنگ خون ، و بويش بوى مشك است . و سوگند به كسى كه جان محمد در قبضهء اوست ، اگر نبود آنكه مسلمانان را گران است ، لحظه‌اى جنگ در راه خداى عز و جل را رها نمىكردم . اما مرا دست بر آن نيست كه مسلمانان را بدان وادارم و آنان نيز ياراى آن ندارند كه در اين امر مرا پيروى كنند ، و هم بر آنان دشوار است كه از فرمان من سربپيچانند . قسم به كسى كه جان محمد در قبضهء اوست ، دوست مىداشتم در راه خداى بجنگم و كشته شوم سپس باز بجنگم و كشته شوم . » صحيح البخارى ، كتاب الذبائح ، باب 31 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الإمارة ، باب 28 ، ج 103 ( 1876 ) ؛ سنن ابن ماجة ، كتاب الجهاد ، باب 1 : ج 753 ؛ و سنن نسايى ، كتاب الجهاد ، باب 14 و كتاب الإيمان ، باب 34 .