عليه ، ثم طرح فى النار . » « 1 »
از شيوههاى شگفت پيامبر ( ص ) در تبيين تعاليم يكى آن بود كه وى از دستهاى شريفش براى ترسيم و تصوير معانى و نزديك ساختن آن به ذهنها استفاده مىكرد ، و اين در حالى بود كه او پيامبرى امى بود كه هيچ كتابى نخواند و در محضر هيچ استادى حضور نيافت و هيچگاه به مدرسه نرفت و نقاشى و هندسه نياموخت . بخارى از ابن مسعود روايت مىكند كه گفت :
پيامبر ( ص ) براى ما مربعى كشيد و خطى در وسط آن رسم كرد و در كنار آن خط خطوط ديگرى ترسيم كرد و همچنين خطى خارج مربع كشيد . سپس فرمود : آيا مىدانيد اين چيست ؟ عرض كرديم خدا و رسولش آگاهترند . پيامبر ( ص ) به خط وسط اشاره كرد و فرمود : اين انسان است ، سپس مربع را نشان داد و گفت : اين مرگ است كه بر انسان احاطه دارد . آنگاه اشاره به خطوط اطراف آن خط كرد گفت : اينها متاع دنيا هستند كه او را مىگزند . اگر اين نتواند آن ديگرى خواهدگزيد . و اشاره به خط بيرونى كرد فرمود : اين هم آرزوهاست « 2 » .
از سياستهاى حكيمانه پيامبر ( ص ) در تعليم و تربيت آن بود كه در همان هنگامى كه افراد مطلبى را خطا مىفهميدند فرصت را مغتنم مىشمرد و برداشت آنها را تصحيح مىكرد و بلافاصله در حالى كه براى پذيرش نور هدايت آماده بودند تعاليم بلند و ارزشمندى به آنان القا مىفرمود . از جمله اين موارد داستانى است كه بخارى و مسلم از انس نقل مىكنند كه گفت :
سه تن با يكديگر به منازل همسران پيامبر ( ص ) رفتند و از نحوه عبادت آن حضرت سؤال كردند . چون پاسخ شنيدند گويى آن را اندك يافتند . و گفتند : ما را
هامش
( 1 ) . آيا مىدانيد مفلس كيست ؟ گفتند : مفلس نزد ما كسى است كه نه درهمى دارد و نه دينارى و نه مالى .
پيامبر ( ص ) فرمود : مفلس در امت من كسى است كه روز قيامت با نماز و روزه و زكات حاضر شود اما در حالى كه كسى را دشنام گفته و به ديگرى تهمت زده ، مال آن يكى را خورده ، خون اين يكى را ريخته است . پس از نيكىهاى او گرفته و به اين افراد داده مىشود . و اگر قبل از جبران حقوقى كه بر گردن اوست نيكىهايش به پايان رسد ، از گناهان آن كسان مىگيرند و بر ذمه وى مىگذارند و سپس به آتشش مىافكنند . ( صحيح مسلم ، كتاب البر و الصلة ، باب 15 ، ح 59 ( 2581 )
( 2 ) . « خطّ لنا رسول اللّه ( ص ) خطّا مربعا و خط وسطه خطّا و خطّ خطوطا إلى جنب الخط ( اى الذى فى الوسط ) و خطّ خطّا خارجا . فقال : أ تدرون ما هذا ؟ قلنا اللّه و رسوله اعلم . قال : هذا الإنسان ( يريد الخطّ الذى فى الوسط ) و هذا لا اجل محيط به ( يريد الخط المربع ) و هذه الأعراض تتهشه ( بشير الى الخطوط التى حوله ) إن أخطأه هذا نهشه هذا و هذا الامل ( يعنى الخط خارج ) . » ( صحيح البخارى ، كتاب الزهد و الرقائق ، باب 4 ) .