تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
و تا آنجا كه مقام سخن و فهم مخاطبان اقتضا مىكرد بسط و تفصيل مىداد . با شتاب سخن نمىگفت تا از زيبايى و شيوايى گفتار كاسته نشود ، بلكه چنان ادا مىكرد كه هركس مىتوانست كلماتش را شمارش كند . گاه كه حاجت بود ، كلمات را سه بار يا بيشتر تكرار مىكرد تا مخاطبان آن را به خاطر بسپارند . فىالمثل بنا بر روايت مسلم ، پيامبر ( ص ) فرمود : « هلك المتنطعون . قالها ثلاثا » « 1 » و يا بنا بر روايت بخارى فرمود : « ألا أنبئكم بأكبر الكبائر ( ثلاثا ) . قلنا : بلى يا رسول اللّه . قال : الاشراك باللّه و عقوق الوالدين ألا و قول الزور و شهادة الزور - و كان متكئا فجلس - فما زال يكررها حتى قلنا ليته سكت « 2 » » . بنا بر روايت مسلم : هرگاه پيامبر ( ص ) خطبه جمعه مىخواند ، چشمانش سرخ و صدايش به تدريج بلند مىشد و در خشم مىشد همانند كسى كه قومش را بيم دهد و گويد سپاه دشمن صبحگاهان و يا شامگاهان بر شما يورش خواهد بود . درحالىكه انگشت وسط و اشاره را به هم مىچسباند مىگفت : من با روز قيامت اين‌چنين مبعوث شده‌ام و مىفرمود : اما بعد ، بهترين سخن كتاب خداست و بهترين هدايت هدايت محمد است و بدترين امور امور تازهء خلاف است و هر امر تازهء خلافى بدعت است . هر بدعتى گمراهى است . سپس مىفرمود : من از هر مؤمنى به خودش سزاوارترم . هركس پس از خود ثروتى بر جاى گذارد از آن خانواده اوست و هركس از دنيا برود و قرض يا خانواده‌اى بىسرپرست باقى گذارد ، اداى دين و سرپرستى خانواده‌اش بر عهده من است « 3 » .
هامش
( 1 ) . « آن‌كه تصنع در كلام كند ( سخن به پيچيدگى و تعقيد گويد ) هلاك شود » و اين سخن را سه بار تكرار كرد . ( صحيح مسلم ، كتاب العلم ، ح 7 ) ( 2 ) . « آيا شما را به بزرگترين گناهان آگاه كنم ؟ عرض كرديم : آرى اى رسول خدا . فرمود : شرك بر خداوند ، پدر و مادر را از خود رنجاندن ، سخن دروغ و شهادت دروغ . پيامبر در حالى اين سخنان را مىگفت كه به ديوارى تكيه داده بود . سپس نشست و آن‌گاه چندان كلام را تكرار كرد كه با خود گفتيم : باشد كه سكوت فرمايد . » ( صحيح البخارى ، كتاب الشهادات ، باب 10 و كتاب الادب ؛ باب 6 و صحيح مسلم ، كتاب الإيمان ، ح 144 ، 143 . ( 3 ) . « و من هديه ( ص ) انه كان إذا خطب احمرّت عيناه ، و علا صوته و اشتدّ غضبه حتى كأنه منذر جيش بقول صبّحكم و مسّاكم و يقول : بعثت أنا و الساعة كهاتين ( و يقرن بين إصبعيه السبابة و الوسطى ) و يقول أما بعد فإن خير الحديث كتاب اللّه و خير الهدى هدى محمد و شر الأمور محدثاتها و كل محدثة بدعة و كل بدعة ضلالة . ثم يقول : أنا أولى بكل مؤمن من نفسه . من ترك مالا فلأهله و من ترك دينا او ضياعا فإلىّ و عليّ . ( صحيح مسلم ، كتاب الجمعة ، باب 13 ، ح 43 ( 867 )