« لأعطينّ هذه الراية غدا رجلا يفتح اللّه على يده ، يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله فبات الناس يدوكون ( اى يخوضون ) ليلتهم ، أيهم يعطاها ، فلما أصبح الناس غدوا على رسول اللّه ( ص ) كلّهم يرجو أن يعطاها . فقال : أين علىّ بن أبى طالب ؟ فقيل يا رسول اللّه هو يشتكى مرضا بعينه . قال : فأرسلوا إليه . فأتى به . فبصق رسول اللّه ( ص ) بعينه و دعا له ، فبرأ حتّى كأن لم يكن به وجع . فأعطاه الراية . فقال على رضى اللّه عنه : يا رسول اللّه ، أقاتلهم حتى يكونوا مثلنا ؟ قال : أنفذ على رسلك حتّى تنزل ساحتهم . ثم ادعهم إلى الاسلام و أخبرهم بما يجب عليهم من حق اللّه تعالى فيه . و اللّه لأن يهدى اللّه بك رجلا واحدا خير لك من حمر النعم » . « 1 »
اين توصيهء رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) در چنين شرايطى به تنهايى كافى است تا دهان دروغزنهايى را ببندد كه ادعا مىكنند اسلام با نيروى شمشير استوار گشت و بر خشونت و قساوت متكى بود نه آنكه به پشتوانهء برهان و دليل گسترش يابد و با صلح و رحمت به ميدان بيايد . « . . . بزرگ سخنى است كه از دهانشان بيرون مىآيد . نمىگويند مگر دروغ بزرگى را . » 2
عامل دهم : روشهاى حكيمانهء خداوند و رسولش در تعليم و تربيت ، و حسن سياست خدا و رسول در دعوت و راهنمايى از عواملى بود كه كتاب و سنت را در اذهان مستحكم
هامش
( 1 ) . « فردا اين پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خداوند فتح را به دست او محقق خواهد ساخت .
مردى كه خدا رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش او را دوست مىدارند . مسلمانان شب را به روز آوردند در حالى كه مىانديشيدند پرچم به كداميك از ايشان داده خواهد شد . چون صبح فرا رسيد نزد پيامبر آمدند به اين اميد كه پرچم به ايشان داده شود . پيامبر ( ص ) فرمود : علىّ بن ابى طالب كجاست ؟
گفتند : يا رسول خدا ، چشمانش درد مىكند . فرمود : وى را خبر كنيد . على نزد پيامبر ( ص ) آمد و رسول خدا ( ص ) آب دهان خويش را بر چشمان وى افكند و براى او دعا كرد . پس ، چنان بهبود يافت كه گويى هرگز دردى نداشته است . پس ، پرچم را به دو داد . على ( ع ) عرض كرد : اى رسول خدا آيا تا زمانى كه مانند ما اسلام اختيار كنند با ايشان بجنگم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : جنگ را با ايشان ادامه بده تا مواضع آنها را تصرف كنى . سپس به اسلام دعوتشان كن و از امورى كه خداوند بر ايشان واجب گردانيده است با خبرشان گردان . به خدا قسم ، اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند براى تو از شتران سرخموى بهتر است . » صحيح البخارى ، كتاب الجهاد ، باب 121 و فضائل الصحابة ، باب 6 ؛ صحيح مسلم ، كتاب فضائل الصحابة ، ح 32 ، 34 ، 35 ؛ سنن الترمذى ، كتاب المناقب ، باب 20 ، ح 3724 ؛ سنن ابن ماجه المقدمه ، باب 11 ، ح 121 ؛ مسند الإمام احمد حنبل ، ج 1 : 321 و ج 2 : 384 ، ج 4 ، 52 .