مانند اين آيات :
« إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ . . . »
. تا آنجا كه مىفرمايد :
« . . . أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ »
. « 1 » اين شانزده آيه از سورهء نور ، دربارهء يكى از خطرناكترين رويدادها ، يعنى ماجراى متهم شدن امالمؤمنين ، عايشه ، همسر رسول خدا ، دختر ابو بكر ، نازل شد . آيات مذكور حاوى درسهاى اجتماعى است كه همواره بر مردم خوانده شده است و تا روز قيامت نيز خوانده خواهد شد و تا ابد برائت دامان پاك همسر پيامبر را آسمان گواهى مىكند .
گاهى نيز قرآن مسلمانان را به اشتباهاتى كه بدان دچار گشتهاند متوجه مىسازد و آنان را به طريق صواب راهنمايى مىكند ؛ مانند اين آيه :
« وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ . . »
. « 2 » و آيات بعد از آنكه همگى در غزوه احد نازل شد و مسلمانان را به اشتباهاتى كه در اين حادثه خطير مرتكب شده بودند متذكر مىشود و آنان را از اينكه بار ديگر در چنين بحران سختى گرفتار آيند برحذر مىدارد . تعداد آيات و سور قرآنى كه به اين شيوه نازل شدهاند از شمار خارج است .
و چون در گلستان حديث نبوى به گردش درآيى ، شگفتىها بينى كه هر ناظرى را به اعجاب وامىدارد . به عنوان مثال داستان آن زن اهل قبيلهء مخزوم كه سرقت كرد و در پاسخ رسول خدا ( ص ) به كسى كه به شفاعت وى آمد ، به او فرمود : « و أيم اللّه لو أن فاطمة بنت محمد سرقت لقطعت يدها » « 3 » اين حديث در صحاح ششگانه ثبت شده است . و يا بنگريم به جريان آن زن جهنى كه در حضور رسول خدا به زنا اقرار كرد در حالى كه از زنا باردار بود و ببينيم كه چگونه رسول خدا دستور داد سرپرست وى كفيلش شود تا وضع حمل كرد ، و پس از آن رجم شد و پيامبر رحمت بر وى نماز گذارد ، و چون از وى
هامش
( 1 ) . « همانا كسانى كه آن دروغ بزرگ را آوردهاند گروهى همدست از شمايند . شما آن را براى خود شر مپنداريد ، بلكه براى شما خير است . . . اينان از آنچه دربارهشان مىگويند پاك و بيزارند ، و ايشان راست آمرزش و روزى بزرگوارانه . » ( نور : 11 و 26 )
( 2 ) . « ( و ياد كن ) آنگاه كه بامداد از نزد كسان خويش بيرون رفتى و مؤمنان را در جايگاههايى براى جنگ جاى مىدادى . » ( آل عمران : 121 )
( 3 ) . « به خدا سوگند ، اگر حتى فاطمه ، دختر محمد ، سرقت كند يقينا دستش را قطع مىكنم . » صحيح البخارى كتاب الانبياء ، باب 47 ؛ صحيح مسلم ، كتاب الحدود ، ح 1688 ؛ سنن ابو داود ، كتاب الحدود ، باب 4 ؛ سنن الترمذى ، كتاب الحدود ، باب 6 ، ح 1430 سنن النسائي ، كتاب السارق ، ح 5 و 6 ؛ سنن ابن ماجه ، كتاب الحدود ، باب 6 .