« پروردگارا دلهاى ما را پس از آنكه ما را راه نمودى ، از راستى به كژى مگردان ، و ما را از خود بخشايشى ارزانى دار كه تويى بسيار بخشنده » . « 1 »
خامسا ، پس از ابو بكر و عمر و عثمان كه خلافت به على ، كرم اللّه وجهه ، رسيد ، چه چيز وى را - كه به عقيده اين مدعيان امام معصوم است - از آشكار ساختن قرآن حقيقى و تصحيح اشتباه مردم و جبران خطاى خلفاى قبلى بازداشت ، با آنكه مىدانيم امام على از بزرگان حافظ قرآن و دليرترين خلق خدا در يارى دين خدا بود ؟ پس از وى زمام خلافت در كف فرزندش [ امام ] حسن ( رض ) قرار گرفت ، باز چه باعث شد تا وى نيز از اين فرصت براى آشكار ساختن حقيقت كتاب خدا و معرفى آن به امت بهره نگيرد ؟
راستى را كه تنها افراد مجنون و سفيه را چنين ادعاهايى سزيده است .
شبهه چهارم : مىگويند از عبد اللّه بن مسعود روايت شده است كه گفت :
اى مسلمانان ، من از كار نسخهبردارى مصاحف كنار نهاده شدم و كسى عهدهدار آن شد كه به خدا سوگند ، به هنگام مسلمان شدن من هنوز در صلب مردى كافر بود « 2 » .
گفتهاند منظور او زيد بن ثابت بود و با اين سخن خواسته است جمعآورى قرآن را مشكوك و مشوه جلوه دهد و اين خود دلالت بر آن دارد كه اين قرآن موجود قابل اعتماد و متكى بر تواتر نيست .
پاسخ : اولا ، اگر اين روايت صحيح باشد ، سخن ابن مسعود عمل جمعآورى قرآن را ناروا نمىسازد . كلام وى صرفا بر آن دلالت دارد كه او خود را براى اين كار شايستهتر از ديگران مىدانست . زيرا او در جمعآورى قرآن به خود بيش از زيد اعتماد داشت و اين سخن با آنكه زيد را براى انجام وظيفهاى كه به عهدهاش گذاشته شده بود شايسته و ذى صلاح بشمرد منافاتى ندارد ، و لو آنكه خود را شايستهتر و سزاوارتر از ديگران به اين كار بداند . مضافا بر اينكه مسئله مسألهء ارزشيابى است . شكى نيست كه ارزيابى ابو بكر و عمر و عثمان از زيد صحيحتر از ارزيابى ابن مسعود از زيد است . قبلا صلاحيتها و شايستگىهاى زيد را براى انجام اين هدف ارزشمند متذكر شديم . علاوه بر اين ، عثمان سه تن ديگر را در كنار زيد بر اين كار گماشت و خود و جمهور صحابه بر كار ايشان
هامش
( 1 ) . آل عمران : 8
( 2 ) . سنن الترمذى كتاب تفسير القرآن ، باب 10 ( و من سورة البقرة ) ، ج 4 : 31 .