هفتم ، هنگامى كه حجاج به يارى بنى اميه برخاست ، همه مصاحف را جمعآورى و آيات بسيارى را كه دربارهء آنها نازل شده بود حذف كرد و چيزهايى بر آنها افزود ، بدين ترتيب شش مصحف جديد شامل مطالبى كه مورد نظر خودش بود فراهم آورد و آنها را به مصر و شام و مكه و مدينه و بصره و كوفه فرستاد . مصاحف مذكور همان قرآنى است كه امروز در دسترس همگان است . وى در كليه قرآنهاى پيشين چنان دست برد كه انسجام آن از دست رفت . حجاج با اين عمل ، خود را به بنى اميه نزديك ساخت و از آياتى كه در مذمت بنى اميه بود در قرآن باقى نگذاشت .
فشردهء اين شبهه عبارت از آن است كه به دلايل سابق الذكر قرآن كنونى ناقص است و مطالبى از آن حذف شده است . ما اين توهمات را آشكار بيان كرديم تا خواننده محترم با ريشه و اساس اين شبهه آشنا شود .
پاسخ : 1 . حديثى كه در بند اول بدان استناد شده است ، دلالتى بر صحت گفته ايشان ندارد و اصلى را كه كتابت و جمعآورى قرآن بر آن استوار است خدشهدار نمىكند . و آن اصل قويم و مستحكم عبارت است از وجود آيات هم به صورت مكتوب در اسناد و نوشتههايى كه به دستور رسول خدا ( ص ) صورت پذيرفته بود و هم به صورت محفوظ در سينه و خاطر اصحابى كه از پيامبر ( ص ) تعليم گرفته بودند و تعداد آنها به حد تواتر مىرسيد ؛ و همانطور كه در ضوابط جمعآورى قرآن گفته شد ، همگان بر صحت آن اتفاقنظر داشتند .
اين حديث حد اكثر مىتواند بر اين امر دلالت داشته باشد كه پيامبر ( ص ) آيات مذكور را فراموش كرده بود و با قرائت آن مرد به خاطر آورد . اين نوع از فراموشى اعتماد به رسول خدا را مخدوش نمىسازد و دقت و حساسيت به كار رفته در جمعآورى قرآن و استنساخ آن را مشكوك نمىگرداند ؛ زيرا پيامبر ( ص ) قبل از آن مرد آيات را به خاطر سپرده بود و سپس كاتبان وحى را فرمان داده بود تا آن را بنويسند و خود به مردم ابلاغ كرده بود و آنان آيات را به خاطر سپرده بودند . از جمله ايشان عباد بن بشار « 1 » بود كه حديث مورد بحث به
هامش
( 1 ) . در كتب تراجم صحابى به نام عباد بن بشار يافت نشد . احتمالا مقصود عباد بن بشر بن وقش اشهلى خزرجى الأنصارى ( 33 ق . ه - 12 ه . ق ) است . زيرا عسقلانى در معرفى او مىنويسد : پيامبر در حق او فرمود : خداوند عباد را رحمت كند . اين دعا شبيه عبارت خداوند فلانى را رحمت كند مىباشد كه در متن حديث سابق الذكر آمده است ؛ - الإصابة فى تمييز الصحابة ، عسقلانى ، ج 2 : 22 .