مىكند : و قال أسقطتهن من سورة كذا و كذا « 1 » .
نووى در كتاب خود به نام التبيان فى آداب حملة القرآن مىنويسد :
در صحيح مسلم و بخارى نيز از عايشه روايتى نقل شده است كه گفت : ان النبى سمع رجلا ( ص ) يقرأ ، فقال رحمه اللّه ، لقد أذكرنى آية كنت أسقطتها . و در روايت ديگرى در صحيح آمده است : كنت أنسيتها « 2 » .
2 . در پاسخ به استناد ايشان ، در بند دوم ، به استثناى موجود در آيه
« سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى . إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ . .
. » « 3 » بايد گفت كه اين استثنا دلالتى بر ادعاى ايشان ندارد ، زيرا استثنا صورى است و نه حقيقى . و حكمت آن اين است كه خداوند بندگانش را آگاه سازد كه نفى نسيان مذكور در وعده الهى ( فلا تنسى ) صرفا فضل و احسان پروردگار است و اگر او بخواهد قرآن را در ذهن پيامبر ( ص ) بفراموشاند ، چنين مىكند . ذكر اين استثناى صورى دو فايده دارد : فايدهء اول به پيامبر ( ص ) بازمىگردد . بدين معنا كه وى دايما خود را بهرهمند از يارى و نعمت و توجه خداوند مىداند و اينكه تا زمانى كه به ياد قرآن باشد آن را فراموش نخواهد كرد و فايدهء دوم به امت بازمىگردد بدين معنا كه در مىيابند پيامبرشان با آن همه موهبتها و اوصاف جميل كه خداوند به وى ارزانى داشته است از دايرهء عبوديت خارج نخواهد شد . بنابراين ، آنان نبايد همچنانكه نصارا درباره مسيح غلو كردند ، در مورد پيامبر خود غلو كنند .
اما استثناى مذكور در آيه به دو دليل استثنايى صورى است و نه حقيقى : دليل اول شأن نزول آيه است . پيامبر ( ص ) فراوان قرآن مىخواند و در اين كار بر خود سخت مىگرفت ؛ از بيم فراموش كردن ، حتى به هنگام نزول وحى نيز از تلاوت آن بازنمىايستاد . رحمت خداوند به حبيب خود ايجاب مىكرد كه وى را از اين نگرانى بيرون آورد و به حفظ قرآن مطمئن كند . لذا آن آيه نازل شد همچنانكه آيات
« لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ »
« 4 » و
« . . . لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ
هامش
( 1 ) . « و فرمود اين آيات از سوره فلان و فلان از من فوت شده بود » . نشانى روايت قبلا ذكر شد .
( 2 ) . « پاك و منزه است پروردگار من كه نه خطا مىكند و نه فراموش مىكند » . التبيان فى آداب حملة القرآن ، ابو زكريا يحيى بن شرف الدين النووى الشافعى : 73 .
( 3 ) . أعلى : 6
( 4 ) . قيامة : 16 و 17