تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
هريك از ما معمولا متنى را از حفظ داريم و با اشتغال به امور ديگر آن متن از ذهن ما غايب مىشود ، درحالىكه در همان زمان يقين داريم كه متن در حافظهء ما موجود است به طورى كه اگر بخواهيم آن را بيان كنيم . بلافاصله در ذهن حاضر ساخته و ذكر خواهيم كرد . اما فراموشى كامل به معناى محو چيزى از ذهن در امورى كه به وظيفه رسالت و تبليغ مربوط مىشود دربارهء پيامبر ( ص ) محال است ؛ و اگر نسيانى هم عارض پيامبر شود ، مربوط به امور زودگذرى است كه بايد فراموش شود . بدون ترديد فراموشى رسول در اينجا بعد از آن بود كه وى وظيفه خود را انجام داده وحى را به مردم ابلاغ كرد و مردم نيز از او آموخته و به خاطر سپردند . چنين نسيانى خللى در كار رسالت و تبليغ ايجاد نمىكند . بدر العينى « 1 » در شرح خود بر صحيح بخارى در باب نسيان قرآن مىنويسد : جمهور عالمان فراموشى را درباره پيامبر ( ص ) در امورى كه هنوز ابلاغ يا تعليم نشده است جايز مىدانند به شرط آنكه اين حالت در او پايدار نماند ، بلكه امر فراموش‌شده را به خاطر آورد در غير اين صورت فراموشى امرى پيش از ابلاغ جايز نيست . اما همگى بر جواز نسيان پيامبر در امورى كه ابلاغ آن انجام پذيرفته ، نظير امورى كه در اين حديث آمده است ، اتفاق‌نظر دارند « 2 » . من در چاپ اول كتاب حاضر ، به پيروى از برخى از نويسندگان ، حديث مورد بحث را از جمله احاديث موضوع دانستم ؛ اما پس از بررسى و تذكر بعضى از اهل نظر دريافتم كه اين خبر حديث صحيحى است كه بخارى و مسلم هر دو آن را روايت كرده‌اند . در صحيح بخارى به نقل از هشام و او از عروه و او از عايشه آمده است كه عايشه گفت : سمع النبى صلى اللّه عليه و سلم رجلا يقرأ فى المسجد . فقال : يرحمه اللّه . لقد أذكرنى كذا و كذا آية من سورة كذا « 3 » . بخارى در روايت ديگرى حديث را با اين عبارت اضافى نقل
هامش
( 1 ) . محمود بن احمد بن موسى بن احمد ، ابو محمد ، بدر الدين عينى ( 672 - 845 ه . ق ) مورخ ، محدث ، از جمله آثار او عبارتند از : درة القارى فى شرح البخارى ، تاريخ البدرى ، مبانى الاخبار فى شرح معانى الآثار . ( الأعلام زركلى ، 7 : 163 ) ( 2 ) . عمدة القارى فى شرح صحيح البخارى ، محمود بن احمد ، ابو محمد بدر الدين عينى ، جزء 20 ، كتاب فضائل القرآن باب نسيان القرآن و هل يقول نسيت آية كذا و كذا ، : 57 . ( 3 ) . « پيامبر ( ص ) در مسجد شنيد مردى قرآن مىخواند ، فرمود : خداوند او را رحمت كند كه آيه فلان و فلان از سورهء فلان را به يادم آورد » .