هستند ، طبق اين تقسيمبندى حروف منفتحه به شمار مىآيند كه باز نيمى از آنها در جمع حروف مقطعهء قرآن ذكر شدهاند . بنابراين ، جالب توجه است كه نصف حروف هجايى ( بدون احتساب الف ) در 29 سوره ، يعنى به تعداد حروف هجايى ( با احتساب الف ) تعداد حروف مقطعهء قرآن را تشكيل مىدهند . و نيز جالب توجه است كه نيمى از حروف مهموسه و مجهوده و شديده و رخوه و مطبقه و منفتحه نيز جزو حروف مقطعه به كار رفته است . « 1 »
آنچه ذكر شد بخشى از سخنان فراوان عالمان دربارهء اين موضوع بود . و ما براى آنكه موجب ملالت خواننده فراهم نيايد از اطاله كلام و ذكر همهء اقوال اجتناب مىكنيم . همين مقدار مختصر كه در بند دوم گفته شد كافى است تا نشان داده شود كه چگونه حروف هجايى با اين اوصاف و بر اساس نظمى دقيق در حروف مقطعه به كار رفته است . يقينا اگر از يك دانش آموخته خواسته شود تا نيمى از حروف الفبا را با چنين نظمى انتخاب كند ، قادر به انجام نخواهد بود .
زيرا ( با توجه به تداخل تقسيمبندى حروف ) اگر نيمى از حروف مطبقه را در نظر مىگيرد ، چگونه نيمى از حروف شديده و نيمى از حروف مجهور را لحاظ كند به طورى كه مجموع همهء آنها عدد ثابت 14 باشد ؟ اين خود از دلايل صدق ادعاى پيامبر ( ص ) است . فايدهء اين وجه از معناى حروف مقطعه مهمتر از فايدهء وجه اول است . فايدهء وجه اول يادآور ساختن اسماء خداوند متعال به انسان بود . اما وجه دوم حاكى از عاجز ساختن و به حيرت واداشتن عقول است . زيرا انسان خود را در برابر اين سؤال مىيابد كه در حروف مقطعه ، چگونه نيمى از حروف هجايى و انواع آن ، نظير مهموسه و شديده و . . . به كار گرفتهشده ، در حالى كه در ايام رسالت كسى انواع مذكور را نمىشناخته است ، و بعدها ، هنگامى كه اين تقسيمات به وجود آمد ، بر اساس نظمى كه ذكر شد ، سازگارى آن با حروف مقطعه آشكار گشت . اين نكته نمونه و مثالى شگفتآور و عجيب در برابر عقول عرضه مىدارد نمونهاى كه خود ثابت مىكند دانشآموختگان از اتيان آن عاجزند . بنابراين ، بايد پذيرفت كه اين امر ريشه وحيانى دارد . اما على رغم قوتى كه اين وجه دارد ، وجهى كه بعدا ذكر مىكنيم از آن برتر است .
3 . خداوند متعال جهان را با نظمى استوار و ارتباطى متناسب خلق كرده است .
اگر كتاب آسمانى با نظام خلقت او منطبق و با آفرينش او سازگار و با سنتهاى او هماهنگ باشد ، دليل آن خواهد بود كه اين كتاب از جانب اوست . و برعكس ،
هامش
( 1 ) . براى اطلاع بيشتر - اعجاز القرآن ، باقلانى : 61 .