مسيح ابن اللّه المخلص » « 1 » لفظ « اكسيس » را به كار مىبرند در اين لفظ الف رمز اسيوس ( يسوع ) و كاف رمز كرستوس ( مسيح ) و سين ( كه همان ثاء است و بر اثر كثرت استعمال سين شده ) رمز ثبو ( خداوند ) ، و ياء رمز ايوث ( پسر ) و سين دوم رمز ثوتير ( نجاتدهنده ) است . همچنين واژه اكسيس به معناى ماهى است . و به همين دليل ماهى نزد ايشان رمزى شد براى خدايشان . پس ، بنگر چگونه از اسامى به رمز حروف و از رمز حروف به رمز حيوانى كه حروف مذكور بر آن دلالت مىكند رسيدند . كشيش انگليسى ، ساموئل موننج ، مىگويد : در مقبرههاى روم مجسمههاى فراوانى از ماهى كوچكى كه از چوب و استخوان ساخته شده بود يافت شد . هر مسيحى با خود نقشى از ماهى حمل مىكرده است . و اين امر نشان از سنتى دارد كه ميان آنها معمول بوده است .
پس اگر اين عادت ريشه در سرشت و طبيعت جوامع پيرامون مناطق عربى داشت و ميان آنان رايج و قرآن نيز براى همهء مردم ، از عرب گرفته تا عجم ، نازل شده است ، به ناگزير بايد روشى را برمىگزيد كه جوامع مذكور آن را پذيرا شوند و با آن احساس نزديكى كنند . اما چنانكه خواهيم گفت ، رموز نهفته در فواتح سور با علم حساب جمّل و مجموعه رموزى كه ميان يهود و مسيحيان متداول بود هيچ نسبتى ندارد ، و در مقايسه با آنها مانند دانش شخصى خردمند در برابر معلومات يك كودك و يا علم دانشمندان در برابر دانستههاى عوام است . با توجه به آنچه گفته شد ، روشن مىگردد كه ميان يهود و مسيحيان رموزى متداول بوده است . خصوصا يهود كه بر اساس حساب جمّل براى حروف ، رموزى قايل بودند .
ابن عباس مىگويد : ابو ياسر بن اخطب رسول خدا را ديد كه سورهء بقره را تلاوت مىفرمود :
« الم . ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ »
در اين هنگام برادر وى حى بن اخطب ، و كعب بن اشرف نيز فرا رسيدند آنها از پيامبر ( ص ) دربارهء معناى الم پرسيدند و گفتند : ترا به خدايى كه به جز او خدايى نيست قسم مىدهيم آيا اين حروف از آسمان بر تو وحى شده است ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : آرى اين حروف به همينگونه نازل شده است . حى گفت : اگر ادعاى تو راست باشد ، من عمر اين امت ( امت اسلام ) را از آن دريافتم . پس آنان گفتند : چگونه به دين مردى درآييم كه بنا به همين حروف و بر اساس حساب جمّل عمر امت او هفتاد و يك سال خواهد بود ؟ پيامبر ( ص ) بر سخن ايشان بخنديد . حى گفت : آيا حروفى غير از
هامش
( 1 ) . مسيح فرزند نجاتدهنده خداوند است .