شنوندگان است . زيرا برانگيختن قوهء شنوايى در آغاز كلام براى شنيدن مطلبى غير متعارف كه فهمش آسان نيست موجب مىشود شنونده توجهش جلب شود و گوش تيز كند و در گفته تأمل كند و اقبال بيشترى نشان دهد . مانند برخى وسايل جلب توجه كه در شيوههاى جديد آموزشى در مقدمهء درس نشان داده مىشود .
جماعتى از ايشان نيز گفتهاند حروف مقطعه تدبيرى است براى جذب تدريجى معاندان و واداشتن آنها به گوش سپردن به قرآن ، چنان كه مشهور است در آغاز دعوت ، دشمنان به يكديگر مىگفتند :
« . . . لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ »
« 1 » هنگامى كه سورههاى با حروف مقطعه در آغاز آن نازل مىشد و كلماتى به گوششان مىخورد كه برايشان مأنوس نبود ، توجهشان بدان جلب مىگرديد ، و ناگهان خود را در برابر آيات روشنى مىيافتند كه قلبشان را به لرزه مىانداخت و عقلشان را به خود معطوف مىساخت . پس كسانى كه خداوند هدايتشان را اراده فرموده بود ايمان مىآوردند ، و كسانى نيز كه ايمانشان در مراحل بعد مقدر گرديده بود بدان نزديك مىشدند ؛ حجت بر گردنكشان برترىجو عرضه مىشد و راه هرگونه بهانهاى را در دنيا و آخرت بر آنها مىبست . مرحوم علامه شيخ طنطاوى جوهرى در تفسير خود دربارهء سورهء آل عمران مىگويد :
بدانكه قرآن كتابى است آسمانى و كتابهاى آسمانى گاه به صراحت سخن مىگويند و گاه به اشارت . اشارت را مقاصدى عالى و معانى و مضامينى بلند است و از ديرباز در ميان پيروان اديان رايج بوده است . آيا نمىبينى قوم يهود كه در دوران نبوت در مدينه و منطقهء شرق زندگى مىكردند چگونه علم اعداد جمّل را كه امروز در حروف عربى مشهور است به كار مىبردند ؟ آنان براى هر حرفى بر اساس حروف ابجد عددى در نظر مىگرفتند . براى الف عدد يك و باء عدد دو ، و جيم سه ، و دال چهار ، و . . . ياء ده و كاف بيست ، و قاف صد ، و راء دويست ، و عين هزار ، قرار مىدادند . همچنين مسيحيانى كه در اسكندريه و مصر و روم و سوريه در عصر نزول قرآن زندگى مىكردند از زبان يونانى كه زبان رسمى مصر بود ، رموزى براى مفاهيم دينى ساخته بودند . آنان فىالمثل براى جملهء « يسوع
هامش
( 1 ) . « و كسانى كه كافر شوند گفتند : به اين قرآن گوش فرا مدهيد و سخن ياوه در ميان افكنيد تا شايد پيروز شويد . » ( فصلت : 26 )