ترديد مىكند ، تمايز يابد . شاگردى كه به استاد خود اعتماد دارد حتى اگر معنا و مفهوم آن سخنان به هم پيچيده را درك نكند يقين دارد كه آنها مبنا و مستندى علمى دارند و مىداند كه در بيان آنها به اين صورت مبهم حكمتى نهفته است و آن حكمت ، امتحان و آزمايش است . اما كسى كه در علم و دانش استادش ترديد دارد از خود مىپرسد منظورش از اين سخنان بىمعنا چيست ؟ چگونه رواست كه اين الفاظ را بر زبان راند ؟
اين سخنان چه ارزش علميى دارند ؟ چنين شاگردى همهء معارف و تعاليمى را كه قبل از اين از استادش فرا گرفته است و همگى نشان از عمل و فضل استادش دارد از ياد مىبرد . اين نكته نيز مخفى نماند كه مقصود از آزمايش بندگان اين نيست كه خداوند سبحان مىخواهد نتيجهاى را دريابد كه بدان جاهل است ! مقام علم خداوند فراتر از چنين نقصى است و علم او همه چيز را فرا گرفته است . بلكه منظور از آزمايش الهى آشكار ساختن مكنونات قلبى بندگان است تا به وسيله همين مكنوناتى كه آشكار مىسازند عليه خودشان احتجاج كند و آن هنگام كه گروهى را پاداش مىدهد و بعضى ديگر را كيفر مىدهد ، نتوانند بر عدالت و كيفر او شك آورند :
« . . . وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً »
« 1 » . نظريهء دوم دربارهء فواتح سور : گروهى از عالمان معتقدند حروف مقطعه معنايى آشكار دارند . آنان در اثبات نظر خود چنين استدلال مىكنند كه قرآن كتاب هدايت است و هدايت جز با فهم معانى تعليمات و دستورات محقق نمىشود ، به ويژه آنكه شارع ما را به تدبر در قرآن و استنباط از آن فرمان داده است . امثال اين امر زمانى ميسر است كه معانى قرآن قابل فهم باشد .
اما طرفداران اين نظريه در تبيين معناى حروف مقطعه به آراء مختلفى گراييدهاند .
برخى از ايشان معتقدند حروف مقطعهء ابتداى هر سوره نام همان سوره است . و در اثبات نظر خود به پارهاى از روايات استناد مىكند . از جمله اين روايات حديثى است كه از پيامبر ( ص ) نقل شده است كه فرمود : « يس قلب القرآن » « 2 » و يا اين فرمودهء پيامبر : « من قرأ
هامش
( 1 ) . « . . . و پروردگار تو به كسى ستم نمىكند » ( كهف : 49 ) علم خداوند به حوادث و اشيا و افعال خارج ، عين وجود و تحقق آنهاست . بنابراين ، منظور از آزمايش خداوند براى شناخت مؤمن و مشرك كه در قرآن مكر را بدان اشاره شده است ، ظهور ايمان و شرك ايشان است ؛ - تفسير الميزان ، ج 4 : 28 ، 29 .
( 2 ) . « يس قلب قرآن است » مسند الامام احمد حنبل ، 5 : 26