تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
خداوند علم به معنايشان را مخصوص خود ساخته و هيچ‌يك از بندگانش را بدان آگاه نكرده است . علت اين امر نيز حكمتى از حكمت‌هاى الهى ، يعنى ابتلا و آزمايش بندگان است ، تا به موجب آن ناپاك از پاك و مؤمن از منافق بازشناخته شود . و اين آزمايش پس از آن است كه نشانه‌هاى آشكار و دلايل هدايت و شواهد رحمت خويش را در غير از فواتح سور و ميان آيات و سوره‌هاى فراوان ديگر برايشان ارائه كرد ؛ آيات و سور فراوانى كه فواتح سور در برابر آن‌ها قطره‌اى در مقابل دريا و اندكى در برابر بسيار است . اما آنان كه ايمان آوردند مىدانند كه فواتح سور سخن حقى است از جانب پروردگارشان هرچند معناى آن را درك نكنند و به كنه آن پى نبرند ، زيرا ايشان يقين دارند كه آنها از نزد حكيم دانايى صادر شده كه حكمتش همه معانى آشكار و پنهان كتابش را در برگرفته و علمش به همه چيز تعلق گرفته است ، چه بندگانش را از اسرار قرآنش آگاه سازد چه نسازد :
« . . . وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ . . »
. « 1 » و اين بدان مىماند كه كسى دوستانى داشته باشد و بخواهد ايشان را نيك شناخته ميزان دوستى ايشان را نسبت به خود دريابد . لذا آنان را به امورى امتحان مىكند كه دروغ‌گويان در آن به لغزش دچار آيند و راست‌گويان از آن پيروز بيرون آيند . مانند اين ضرب المثل كه مىگويد : برادر تو كسى است كه با تو همدلى كند « 2 » و يا به قول شاعر :
إبل الرجال إذا أردت إخاءهم * و توسّمن فعالهم و تفقّه
فإذا ظفرت بذى اللبانة و التقى * فبه اليدين قرير عين فاشدد « 3 »
و نيز اين سخن نظير آن است كه استادى پس از آنكه شاگردانش از او معلومات فراوان و تعاليم روشنى آموختند ، بخواهد ميزان اعتماد و اطمينان آنان را نسبت به علم خود بداند ؛ لذا گاهى اوقات شاگردان را با بيان سخنانى كه در آن ابهام و پيچيدگى وجود دارد مىآزمايد تا هم شاگرد زرنگ و تيزهوش از شاگرد ضعيف و كند ذهن بازشناخته شود ؛ و هم آن‌كه دوستدار اوست و به علم او اعتماد دارد از كسى كه در دانش و فضل او
هامش
( 1 ) . « . . . و به چيزى از علم او دست نيابند ، مگر بدانچه خود خواهد . . . » ( بقره : 255 ) ( 2 ) . إن أخاك من واساك ، ابو هلال عسكرى در كتاب عمدة الامثال ، 1 : 112 صورت صحيح اين ضرب المثل را چنين مىداند : أخوك من واساك . ( برادر تو كسى است كه تو را تسلى دهد . يا غمخوار تو باشد ) ( 3 ) . اگر برادرى مردمان را طالبى آنان را بيازماى / در كردارشان انديشه كن و در كارشان درنگر ، پس اگر پرهيزكارى يافتى كه دوستى تو را خواهد بىچشم داشت / دست‌هايش را محكم بگير و بر چشمش بنشان .