تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مىشود . بلكه منظور اين است كه زبان‌هاى هفت‌گانه در سراسر قرآن پراكنده‌اند . بعضى از كلمات به زبان قريش ، بعضى به زبان هذيل ، بعضى ديگر به زبان هوازن ، برخى به زبان يمن ، و الى آخر . همچنين وى مىگويد : برخى از زبان‌ها از نظر ميزان استعمال در قرآن نسبت به برخى ديگر نصيب و بهرهء بيشترى برده‌اند . « 1 » در نام‌هاى قبايل هفت‌گانه آراء ديگرى نيز گفته شده است . اين نظر با تمامى آرايى كه در تبيين آن ذكر شده به دو دليل پذيرفته نيست . نخست آنكه در قرآن كريم الفاظ فراوانى از قبايل ديگر غير از هفت قبيله‌اى كه بر شمرده‌اند به كار رفته است . مانند كلمه سامدون در اين عبارت قرآنى
« وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ
« 2 » » كه به زبان حمير است يا مانند كلمه خمرا در
« . . . إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً . . .
« 3 » » كه به زبان اهل عمان است ، زيرا ايشان خمر را به حقيقت و نه مجاز به جاى عنب ( انگور ) استعمال مىكنند . و مانند كلمه بعلا ، در
« أَ تَدْعُونَ بَعْلًا . . .
« 4 » » به معنى رب در زبان قبليه ازد شنوءة . و يا مانند كلمه لا يلتكم به معنى لا ينقصكم ( از شما كاسته نمىشود ) در
« . . . لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً . . .
« 5 » » كه به زبان بنى عبس است ، و يا مانند كلمه فباءوا به معنى استوجبوا ( بر خود واجب ساختند ) در
« فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ
« 6 » » كه به زبان جرهم است . و يا مانند كلمه رفث به معنى جماع در « فلا رفث » كه به زبان مذحج است . و يا مانند كلمه تسيمون به معنى ترعون ( مىچرانيد ) در
« . . . فِيهِ تُسِيمُونَ
« 7 » » كه به زبان خثعم است ؛ و الى آخر . خواننده براى اطلاع بيشتر در اين زمينه مىتواند به كتاب إلاتقان فى علوم القرآن سيوطى ، نوع سى و هفتم ، مراجعه كند .
هامش
( 1 ) . فضائل القرآن ، ابو عبيد : 2 و 3 ( 2 ) . نجم : 61 ( 3 ) . يوسف : 36 ( 4 ) . صافات : 125 ( 5 ) . حجرات : 14 ( 6 ) . بقره : 90 ( 7 ) . نحل : 10