همگى به يك حرف بازمىگردد . در واقع لازمهء اين نظر آن است كه اين اختلافهاى فراوان را در مجموع يك حرف به شمار آورند ، در حالى كه ميان اين مجموعه اختلافهايى وجود دارد كه به وجوه و انواع مختلفى راجع است ؛ و همان گونه كه سيوطى در نوع سى و هفتم از كتاب الإتقان فى علوم القرآن تصريح كرده است ، در برخى ، وجه اختلاف ناشى از وجود الفاظ مترادف و هم معنا براى يك كلمه است ، و وجه اختلاف برخى ديگر مربوط به اختلاف زبانهاى قبايل گوناگون است ؛ و موارد ديگر كه قبلا به تفصيل در همين مبحث ذكر كرديم .
دليل ديگرى نيز در اثبات بقاى همهء حروف سبعة وجود دارد و آن تداوم و بقاى اصل سهل گرفتن و مداراگرى در تلفظ و اداى كلمات قرآن بر امت اسلامى است كه خود فلسفه و علت اصلى حكم حروف سبعة بوده است و ما همواره ملاحظه مىكنيم كه قرائات مختلف موجود چگونه كار را بر همهء اقوام مسلمان ، اعم از عرب و غير عرب ، آسان ساخته است .
خداوند را بر تداوم فضل و رحمتش و بقاى تخفيف و آسانگيرىاش سپاس مىگوييم ؛ و از درگاهش براى آن بزرگانى كه در اين راه به خطا رفتند طلب غفران و بخشش مىكنيم ، چه آنها اجتهاد كردند ، و مجتهد و لو خطا كند مأجور خواهد بود . از درگاه الهى توفيق و معرفت مسئلت داريم . آمين .
نظريهء دهم : مقصود از حروف سبعة ، هفت زبان از زبانهاى عرب است ، به اين معنا كه كلام قرآن از هفت زبان خارج نيست . اين هفت زبان عبارتند از زبان قريش ، هذيل ، ثقيف ، هوازن ، كنانه ، تميم و يمن ، كه فصيحترين زبانهاى عرب به شمار مىآيند . برخى از صاحبان اين نظر گفتهاند اين قول صحيحترين اقوال است و همان نظرى است كه اكثر عالمان بدان گرويدهاند . بيهقى اين قول را صحيح دانسته « 1 » ازهرى آن را برگزيده « 2 » ؛ و صاحب قاموس بدان معتقد گشته است . « 3 » ابو عبيد مىگويد :
مقصود از اين گفته آن نيست كه هريك از كلمات قرآن بر هفت زبان خوانده
هامش
( 1 ) . شعب الإيمان ، بيهقى : 34 .
( 2 ) . تهذيب اللغة ، محمد بن احمد ازهرى ، ج 5 : 13 به تحقيق دكتر عبد اللّه درويش ، الدار المصر للتأليف و الترجمة .
( 3 ) . القاموس المحيط ، فيروزآبادى ، ج 3 : 13 .