تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بالعكس . آن‌گاه چه برسد به تغيير كلمات و حروف و حركات و يا ديگرگونى ترتيب . اشكال چهارم : متصور نيست كه در قرائت‌هاى ذكرشده در يك كلمه همهء وجوه اختلاف جمع شوند تا بتوان آن را تسهيل و تخيير ناميد . اگر منظور آن است كه اين وجوه در تمام قرآن پراكنده است ، مانند كسى كه معتقد است در قرآن هفت زبان به كار رفته و اين هفت زبان در قرآن به صورت پراكنده وجود دارد ، چنين چيزى موجب كمترين رخصتى نيست و ياران پيامبر در اين امر اصولا اختلافى نداشته‌اند . پاسخ : اين اشكال ناشى از غفلت و عدم فهم صحيح نظر مورد بحث و آراء مشابه آن است ؛ زيرا اين نظر مىگويد كليهء اختلاف‌هاى در قرائات به هفت وجه بازمىگردند ، بدون آنكه تأكيدى بر اين داشته باشد كه همهء وجوه هفت‌گانه در يك كلمه جمع مىشوند و يا مدعى شود كه اين وجوه در قرآن پراكنده‌اند . بنابراين ، نه تنها رخصت و تخفيف توجيه مىشود ، بلكه توجيه رخصت و تخفيف به نحو كامل بدون تمسك به اين نظريه ممكن نيست . با پذيرش اين نظر ، ديگر چه چيزى از تخفيف و تسهيل ممكن است باقى بماند ، در حالى كه اين نظر همهء وجوه اختلاف در قرائات را ، اعم از متواتر و صحيح و ضعيف ، با هر نوع اختلافى ، حتى اختلاف لهجه‌ها ، و لو آنكه تعداد گويش‌هاى يك كلمه - آن‌گونه كه از رمانى نقل كرديم - به 37 گويش برسد ، در خود جمع كرده است . اشكال پنجم : اين رخصت در شرايطى محقق شده است كه مردمان نوشتن و خط نمىدانستند و تنها حروف و مخارج آن را مىشناختند . « 1 » پاسخ : احتمال دارد انحصار اختلافات قرايى در وجوه هفتگانهء مذكور مورد اتفاق بوده و بدان عمل مىشده است . اما سپس از طريق استقراء بدان آگاهى يافته‌اند . پاسخ قانع‌كننده‌تر آنكه انحصار اختلاف‌هاى قرايى در هفت وجه با استقراء به دست آمده است ؛ و همان گونه كه در پاسخ اشكال اول گفتيم ، استقراء دليل قاطع و كاملى است . وقوع رخصت و آسان‌گيرى و اينكه مردمان در آن زمان بىسواد بودند به تفسير حروف سبعة به وجوه هفت‌گانه لطمه‌اى نمىزند ، زيرا در آن زمان نيازى نبود تا حروف سبعة را با وصف عنوانى كه اين وجوه هفت‌گانه از آن تعبير مىكند تعريف كرد . براى آنان كافى بود
هامش
( 1 ) . منظور آن است كه مردم آن زمان بىسواد بودند و وجوه هفت‌گانه مورد ادعا و اصطلاحاتى همچون تغيير در فعل و حركت ، تقديم و تأخير ، روم و اشمام ، براى ايشان قابل درك و فهم نبوده است . بنابراين چگونه مىتوان پذيرفت كه منظور از حروف هفت‌گانه همين وجوه است .