وجه دوم : اختلاف در صرف افعال ، مانند :
« . . . يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ . . . »
« 1 » كه فعل يعكفون هم به كسر كاف و هم ضم آن قرائت شده است . هر دو قرائت هم با رسم الخط عثمانى هماهنگى دارد ، زيرا هيئت فعل در اين رسم الخط يكسان است و در هر دو قرائت تغييرى نمىكند ، و مصحف عثمانى نيز معجم و مشكول نبوده است . « 2 »
وجه سوم : اختلاف وجوه اعراب ؛ مانند
« لا يُضَارَّ كاتِبٌ »
كه به فتح و ضم راء هر دو قرائت شده است . همان گونه كه روشن است مانند وجه سابق رسم الخط عثمانى هر دو قرائت را پذيرا است .
وجه چهارم : اختلاف به سبب فزونى و كاستى ؛ مواردى از اين وجه با رسم الخط عثمانى توافق دارد ، مانند اين آيه :
« أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
« 3 » » كه تجرى من تحتها با افزوده شدن لفظ من خوانده شده است . و هر دو قرائت متواتر است و با رسم الخط مصحف نيز توافق دارد . اما آيهاى كه در آن لفظ من وجود دارد موافق با مصحف مكى است ، زيرا در اين مصحف ثبت شده است . ولى حذف آن موافق با مصحف غير مكى است ؛ يعنى در مصاحف غير مكى اين لفظ حذف شده است .
مواردى از اين وجه نيز با رسم الخط عثمانى به هيچ صورتى توافق ندارد . مانند :
« . . . وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً »
« 4 » كه ابن عباس آن را چنين خوانده است « يأخذ كل سفينه صالحة غصبا » « 5 » با افزودن لفظ صالحة . اين لفظ در هيچيك از مصاحف عثمانى ثبت نشده و مخالف رسم الخط مصاحف است ، زيرا اين قرائت و نظاير آن در آخرين بارى كه پيامبر ، در اواخر عمر شريفش ، قرآن را بر جبرئيل عرضه كرد نسخ شد .
دليل بر اين نسخ آن است كه امت بر آنچه در مصاحف عثمان وجود داشته اجماع كردهاند . خلاصه آنكه بعضى از موارد وجه چهارم در مصاحف مذكور است و برخى ديگر به دليل نسخ ثبت نشده است .
وجه پنجم : اختلاف در تقديم و تأخير : اين وجه نيز مانند وجه سابق به دو قسم تقسيم
هامش
( 1 ) . اعراف : 138
( 2 ) . يعنى كلمات مصحف نقطه و اعراب نداشتهاند .
( 3 ) . توبه : 89
( 4 ) . كهف : 79
( 5 ) . در المنثور ، سيوطى ، ج 4 : 231