تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
« مالك لا تأمنا » را به اشمام همراه با ادغام بخوانند . « 1 » ابن قتيبه سپس مىافزايد : اگر اين قبايل ، از كودك و جوان گرفته تا پير ، ناگزير مىشدند زبان خويش و گويشى را كه بدان خو گرفته‌اند به كنار نهند ، كار بر ايشان سخت و دشوار مىشد ؛ زيرا اين مهم تنها با تمرين و تكرارى طولانى و عادت دادن زبان به نطق بر اساس لهجه‌اى غير متعارف ممكن بود . لذا خداوند متعال بنا به لطف و رحمت خويش ، براى تسهيل در دين ، ايشان را در توسع در لهجه‌ها و تصرف در حركات آزادى بخشيد . « 2 » به طورى كه ملاحظه مىشود ، ابن قتيبه در اين عبارات صرفا به اختلاف لهجه‌ها و طرق اداى كلمات توجه داده است . علامه ابن جزرى نيز اختلاف لهجه‌ها را پذيرفته است . وى مىنويسد : يكى عليهم و فيهم به ضم هاء مىخواند و ديگرى عليهمو و منهمو به وصل مىخواند . يكى قد افلح ، قل اوحى ، و إذا خلوا الى شياطينهم را به نقل قرائت مىكند و ديگرى موسى و عيسى را به اماله مىخواند و آن يكى به تلطيف . اين يكى خبيرا بصيرا را به ترقيق راء ، قرائت مىكند و ديگرى الصلاة ، و الطلاق را به تفخيم مىخواند ، و همين‌طور موارد ديگر . « 3 » جاى تعجب است كه اين دو عالم بزرگ ، علىرغم اين كه به صراحت اختلاف در لهجه‌ها و نحوهء اداى كلمات را پذيرفته‌اند ، به هنگام برشمردن وجوه هفتگانه‌اى كه قرآن بنا به آسان گرفتن بر امت بر اساس آن نازل شده است ، آن را از قلم انداخته‌اند . « و تنها خداست كه برى از خطاست . » بنابراين ، استوارترين و دقيق‌ترين نظر همان است كه رازى اختيار كرده است . شايد اين دقت و جامعيت كه رازى در وجوه هفت‌گانه بدان دست يافته است ناشى از تنقيح و اصلاحى باشد كه ابن حجر مطرح كرده است . وى مىگويد رازى كلام ابن قتيبه را برگزيد و آن را منقح ساخت . اين سخن ابن حجر به معنى وحدت نظر ميان رازى و ابن قتيبه نيست ، زيرا چنان‌كه دانستيم تفاوت آشكارى ميان اين دو نظر
هامش
( 1 ) . تاويل مشكل القرآن ، ابن قتيبه : 39 و 40 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . النشر فى القراءات العشر ، ابن جزرى ، ج 1 : 23 .