تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
همهء زبان‌هاى عرب در زبان قريش تجلى يافته بودند . و اين ناشى از حكمت برتر الهى بود ، زيرا وحدت زبان عام و فراگير ، خصوصا در آغاز خيزش و نهضت اسلامى ، از مهم‌ترين عوامل وحدت امت عرب بود . فايدهء ديگر تعدد حروف ، روشن شدن حكمى از احكام است مانند اين فرمودهء خداوند سبحان :
« . . . وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ . . .
« 1 »
»
سعد بن ابى وقاص « 2 » آيه را چنين خوانده است : « و له أخ أو أخت من أم » از قرائت وى آشكار مىگردد كه منظور از اخوت در اين حكم اخوت از ناحيهء مادر است نه پدر . و اين نكته مورد اجماع فقهاست . و يا مانند اين گفتار خداوند سبحان :
« . . . فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ . »
« 3 » كه در قرائتى ديگر آمده است : « أو تحرير رقبة مؤمنة » يعنى لفظ مؤمنه به آيه اضافه شده است . اين قرائت روشن مىسازد كه در بنده‌اى كه براى كفارهء قسم آزاد مىشود ايمان شرط است . قرائت مذكور نظر مذهب شافعى و ديگرانى را تأييد مىكند كه در اين حكم شرط ايمان را واجب مىدانند . از جملهء فوايد ديگر ، جمع ميان دو حكم مختلف با استناد به مجموع دو قرائت است ؛ مانند اين آيه :
« . . . فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ . . . »
« 4 » كلمه « يطهرن » در اين آيه به دو قرائت مختلف ، با تشديد و تخفيف حرف طاء ، خوانده شده است . روشن است كه اين كلمه با تشديد به معنى مبالغه در طهر ( پاك شدن ) زنان از حالت حيض است . زيرا افزونى حرف در مادهء يك واژه بر افزونى معنا دلالت دارد . و همين كلمه بدون تشديد متضمن معنى مبالغه نيست . پس ، مجموع دو قرائت مفيد دو حكم است . اول اين كه شوهر تا حصول پاك شدن نبايد با زن حائض نزديكى كند و اين پاك شدن با قطع حيض محقق مىشود . و دوم آنكه شوهر نبايد با زن حائض نزديكى
هامش
( 1 ) . « . . . اگر مردى يا زنى بميرد و پدر و مادر و فرزندى نداشته باشد و او را برادر و خواهرى باشد ، براى هريك از آن دو شش يك ميراث باشد . . . » ( نساء : 12 ) ( 2 ) . سعد بن ابى وقاص مالك بن اهيب بن عبد مناف قرشى زهرى ، ابو اسحاق ( 23 ه . ق - 55 ه . ق ) صحابى ، فاتح عراق و مداين . ( الأعلام زركلى ، 3 : 87 ) ( 3 ) . « . . . پس كفارهء آن غذا دادن به ده مستمند است از ميانهء آنچه به خانوادهء خويش مىخورانيد ، يا پوشاندن آنان يا آزاد كردن يك بنده . . . » . ( مائده : 89 ) ( 4 ) . « . . . پس در حال حيض از ( آميزش با ) زنان كناره گيريد و به آنان نزديك مشويد تا پاك شوند . . . » ( بقره : 222 )