يك حرف نازل مىگرديدند ، زيرا انبياى سلف ( ع ) بر قوم خود مبعوث مىشدند ، حال آنكه پيامبر اسلام ( ص ) بر همهء مردمان ، از سرخ و سياه و عرب و عجم ، برانگيخته شد و قوم عرب نيز كه قرآن به زبان آنان نازل گشت داراى گويشها و لهجههاى گوناگون بودند و انتقال از يك لهجه به لهجه ديگر و يا از يك حرف به حرف ديگر برايشان دشوار بود . و همان گونه كه پيامبر ( ص ) اشاره فرمود ، برخى از ايشان ، به ويژه پيران و زنان و كسانى كه كتابى نخوانده بودند و حتى به كمك تعليم و آموزش قادر به انجام اين چنين كارى نبودند . لذا تكليف ايشان به رها كردن زبان خود و تكلم به لهجهء ديگرى تكليف ما لا يطاق بود و چه بسا اين تكليف برايشان گران مىآمد و طبعشان آن را برنمىتابيد . « 1 »
فوايد ديگر اختلاف قرائات و تعدد حرفهاى قرآن
همهء آنچه به عنوان شاهد اول گفته شد بيان يك حكمت و يكى از فوايد اختلاف قرائات و حرفهايى بود كه قرآن بر اساس آن نازل شده است . فايدهء يادشده برجستهترين و مشهورترين فايدهء تعدد حرف است و به ذهن نيز نزديك مىنمايد . اما بايد گفت كه براى اين اختلاف و تعدد ، فوايد ديگرى نيز متصور است . از جمله :
فراهم آوردن امت اسلامى جديد بر اساس زبان واحدى كه موجب وحدت ميان ايشان مىشد . اين زبان واحد كه قرآن بدان نازل شده بود زبان قبيلهء قريش بود : قبيلهاى كه از ميان زبانهاى قبايل مختلف عرب ، كه در مراسم حج يا بازارهاى معروف عرب به مكه مىآمدند ، واژههاى فراوانى را برگزيده در سلك زبان خويش مىكشيد . قريش از ميان زبانها و گويشهاى عربهايى كه از نقاط مختلف به سوى ايشان مىآمدند واژههايى را كه زيبا مىيافت و او را خوش مىآمد برمىگزيد و پس از تراش و تهذيب ، به لهجه روان و فصيح خويش وارد مىساخت ، لهجهاى كه همهء عربها آن را به عنوان سرآمد و پيشتاز زبان عرب پذيرفته بودند .
بر اساس اين سياست داهيانه ، قرآن در حالى كه به شيوهء سياست قريش ، بلكه موفقتر از آن ، واژههاى لازم را از زبانهاى قبايل عرب برگزيده بود ، بر هفت حرف نازل گشت . بنابراين ، مىتوان گفت كه قرآن به زبان قريش نازل شده است ، زيرا به يك معنا ،
هامش
( 1 ) . النشر فى القراءات العشر ، ابن جزرى ، ج 1 : 22 ، دار الكتاب العربى .