مانند اين آيه :
« وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً »
« 1 » كه در وصف بهشت و بهشتيان است . در اين قرائت لفظ ملك با ضم ميم و سكون لام خوانده شده است ؛ اما در قرائت ديگر با فتح ميم و كسر لام خواندهاند . قرائت دوم پرده از چهرهء حقيقت در عقيده رؤيت مؤمنان خداوند را كه در آخرت محقق مىگردد برمىدارد ، زيرا خداوند سبحان تنها پادشاه جهان آخرت خواهد بود
« . . . لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
. » « 2 »
خلاصه آنكه تنوع قرائات بهمنزلهء تعدد آيات است . و اين نوعى از انواع بلاغت است كه از زيبايى ايجاز آغاز و به نهايت اعجاز پايان مىيابد . علاوه بر اين ، در تنوع قرائات براهين روشنگر و دلايل قانعكنندهاى وجود دارد كه ثابت مىكند قرآن كلام خداست و آورندهء آن يعنى رسول خدا ( ص ) راستگفتار است زيرا اختلاف در قرائات ، علىرغم كثرت ، نه به تناقض و تضاد آيات مىانجامد و نه به ضعف و بيگانگى آنها از يكديگر . بلكه برعكس آيات قرآنى علىرغم تنوع قرائات بر اساس روشى واحد ، كه عالىترين اسلوب بيان است ، و وحدت هدف ، كه متضمن برترين مقاصد هدايت و آموزش است ، يكديگر را تصديق ، تبيين و يا تأييد مىكنند . بنابراين ، تعدد قرائات و حروفى كه قرآن بر اساس آن نازل شده است ، تعدد اعجاز قرآن را موجب مىگردد . اين سخن بدان معناست كه قرآن چه به اين قرائت چه به قرائت ديگر خوانده شود معجزه است ، لذا به تناسب تعدد قرائات و حروف معجزهء قرآن متعدد مىشود .
بدون شك اين امر گوياترين دليل بر صدق محمد ( ص ) است ، زيرا هريك از حرفهايى كه قرآن بر اساس آن نازل شده و قرائات و لهجهها و زبانهاى مختلف بر مجموعهء وجوه اعجاز قرآن مىافزايد :
« . . . لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ
. » « 3 »
شاهد دوم : بنا بر منطوق و مفهوم احاديث ، تعداد دفعاتى كه رسول خدا ( ص ) براى آسان شدن قرآن بر امت خويش طلب زيادت آسانى كرد شش بار بود كه با حرفى كه اول بار فرشته وحى بر او خواند هفت بار كامل مىشود . به حديثى كه قبلا از ابن عباس
هامش
( 1 ) . « و چون به آنجا بنگرى ، نعمتها بينى - كه در وصف نگنجد - و پادشاهيى بزرگ . » ( انسان : 20 )
( 2 ) . « . . . امروز پادشاهى كه راست ؟ خداى راست . آن يگانه بر همه چيره . » ( غافر : 16 )
( 3 ) . « . . . تا آنكه ( به گمراهى ) هلاك مىشود به حجتى روشن هلاك شود ؛ و آنكه ( به هدايت ) زنده مىماند به حجتى روشن زنده بماند ، و هرآينه خدا شنوا و داناست . » ( انفال : 42 )