تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
على گفت : پيامبر امر مىكند كه هريك از شما قرآن را آن‌گونه كه آموخته است بخواند . پس ، بازگشتيم در حالى كه هركس قرآن را به حرفى غير از يارانش مىخواند . « 1 » 8 . بخارى نيز از عبد اللّه بن مسعود نقل مىكند : شنيدم مردى آيه‌اى از قرآن را به گونه‌اى خلاف آنچه خود از پيامبر ( ص ) فرا گرفته بود مىخواند . ابن مسعود مىگويد : دست او را گرفتم و نزد پيامبر ( ص ) بردم ، فرمود : هر دوى شما درست مىخوانيد . پس بخوان . شعبه ، كه يكى از راويان اين حديث است ، مىگويد : تا آنجا كه به خاطر دارم پيامبر ( ص ) فرمود : « آنان كه پيش از شما بودند در نتيجهء اختلاف هلاك شدند . « 2 » » 9 . طبرانى و طبرى از زيد بن ارقم نقل مىكنند كه گفت : مردى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : ابن مسعود سوره‌اى را به من آموخته است و زيد بن ثابت و ابى بن كعب نيز آن را به من تعليم داده‌اند ، اما قرائت ايشان با هم اختلاف دارد ، به قرائت كدام يك از ايشان بخوانم ؟ رسول خدا ساكت شد . و على ( ع ) كه در كنار ايشان بود گفت : هركس از شما هرطور كه فراگرفته بخواند نيكو و زيباست . « 3 » 10 . ابن جرير طبرى از ابو هريره روايت مىكند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : اين قرآن بر هفت حرف نازل شده است . به هر صورت بخوانيد حرجى نيست اما ذكر رحمت را با آيهء عذاب و ذكر عذاب را با آيهء رحمت به پايان نبريد . « 4 »

2 . شواهد آشكار در احاديث پيشين

هركس در اين احاديث شريف و نظاير آن تأمل كند مىتواند شواهد آشكارى از آن‌ها به دست آورد كه راهنماى هدايت و منبع نور و روشنايى باشد . شواهدى كه او را در تبيين معناى حروف هفت‌گانه به آن معنى كه احتمال حق و صحت مىرود رهنمون گردد . هم
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم نيشابورى ، ج 2 : 223 و 224 . حديث مذكور در صحيح ابن حبان يافت نشد . اما احاديث مشابه را در اين كتاب مىتوان يافت ؛ - الاحسان فى تقريب صحيح ابن حبان ابو حاتم محمد بن حبان البستى ، ج 3 ، كتاب الرقائق ، باب قراءة القرآن ، موسسة الرسالة . ( 2 ) . صحيح البخارى ، كتاب الخصومات ، باب 1 و كتاب الانبياء ، باب 54 . ( 3 ) . المعجم الكبير ، طبرانى ، ج 5 : 5078 ، به تحقيق حمدى عبد الحميد السلفى ، دارا حياء التراث العربى . جامع البيان فى تفسير القرآن ، طبرى ، ج 1 : 10 ، طبع بولاق ، دار المعرفه ، بيروت . ( 4 ) . جامع البيان فى تفسير القرآن ، طبرى ، ج 1 : 15 .