پيامبر گفت : از خداوند تقاضاى عفو دارم اين نيز بر امت من دشوار است . سپس چهارمين بار جبرئيل آمد و گفت : خداوند امر مىفرمايد امت تو قرآن را بر هفت حرف بخوانند و بر هريك از حرفها كه بخوانند پذيرفته خواهد شد . « 1 »
5 . ترمذى نيز از ابى بن كعب روايت كرده است :
پيامبر ( ص ) جبرئيل را كنار سنگهاى مروه ملاقات كرد و فرمود : من به سوى امتى درس ناخوانده مبعوث شدم . در ميان ايشان پيرمرد در شرف مرگ و پيرزن عجوز و پسر نوجوان هست . جبرئيل گفت : ايشان را امر فرما تا قرآن را بر هفت حرف بخوانند .
ترمذى مىافزايد اين حديث حسن صحيح « 2 » است . در نقلى ديگر اين جمله در پايان حديث اضافه شده است : « پس هركس به يكى از حرفهاى هفتگانه آن را بخواند قرائتش صحيح است » . در روايت حذيفه چنين آمده است :
پس گفتم : اى جبرئيل ، من به سوى امتى درس ناخوانده فرستاده شدهام . كه در ميانشان مرد و زن و نوجوان و كنيز و پيرمرد در آستانه مرگ است كه هرگز كتاب نخواندهاند . جبرئيل گفت : همانا قرآن بر هفت حرف نازل شد . « 3 »
6 . امام احمد به سند خويش از ابو قيس غلام عمرو بن عاص و او از عمرو روايت كرده است كه :
مردى آيهاى از قرآن خواند . عمرو به او گفت اين آيه چنين خوانده مىشود و بعد موضوع را به پيامبر ( ص ) عرض كرد . پيامبر ( ص ) فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده است به هريك بخوانيد صحيح است . پس ، شك به خود راه مدهيد و اختلاف مكنيد . « 4 »
7 . حاكم و ابن حبان به سند خويش از ابن مسعود نقل كردهاند كه گفت :
رسول خدا ( ص ) قرائت سورهاى از حواميم را بر من تعليم فرمود . به مسجد رفتم و به مردى گفتم : سوره را بخواند . پس او آن را به گونهاى ديگر خوانده و گفت :
رسول خدا ( ص ) آن را به من اين گونه آموخته است . پس نزد رسول خدا ( ص ) رفتم و وى را از امر خود مطلع ساختيم . رنگ چهره رسول خدا ( ص ) تغيير كرد و فرمود :
اختلاف پيش از شما مردمانى را هلاك كرده است . سپس به على چيزى فرمود .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، صلاة المسافرين و قصرها : ح 274 .
( 2 ) . سنن الترمذى ، كتاب القراءات ، باب 11 : ح 294 .
( 3 ) . همان مأخذ
( 4 ) . مسند الإمام احمد حنبل ، 4 : 205