تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
« وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى . الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى »
« 1 » . جلال محلى « 2 » مىگويد : اين آيه دربارهء ابو بكر نازل شد ، زيرا هنگامى كه بلال به خاطر ايمان و پايداريش شكنجه مىشد ، ابو بكر وى را خريد و نجات داد . در پى آن كفار گفتند ابو بكر به دليل حقى كه بلال بر گردنش داشت چنين كرد . پس اين آيات نازل شد :
« وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى . إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى . وَ لَسَوْفَ يَرْضى »
« 3 » . اين آيات در صورتى شاهد بحث ما خواهد بود كه الف و لام را در « الاتقى » الف و لام عهد بگيريم و شخص معهود را همان ابو بكر بدانيم « 4 » . گاهى نيز پاسخ مستقل است اما در عموميت و خصوصيت با سبب خويش هماهنگى ندارد . در اين حالت دو صورت متصور است : يكى صورتى كه صرفا فرضى است و واقعيتى ندارد ، بدين معنا كه سبب عام و لفظ خاص باشد . اين صورت يك فرض عقلى است و امكان تحقق ندارد زيرا حكمت شارع برتر از آن است كه پاسخى ناتمام بگويد به طورى كه همه افراد سبب را شامل نگردد . علاوه بر اين چنين پاسخى به بلاغت قرآن كه بر رعايت مقتضيات و احوال مردم استوار است لطمه مىزند . كسى مثلا بپرسد آيا جايز است كه مسلمانان از خود دفاع كنند و با دشمنان خود بجنگند ؟ آيا معقول است كه پاسخ داده شود تو خود از خويش دفاع كن و با دشمنت به جنگ ! دوم صورتى كه لفظ عام و سبب خاص باشد كه در بخش بعد بدان مىپردازيم .

8 . لفظ عام و سبب خاص

اين حالت در صورتى رخ مىدهد كه پاسخى اعم از سبب ارائه شود و سبب اخص از
هامش
( 1 ) . « و زودا كه آن پرهيزگارتر از آن ( آتش ) دور داشته شود . آن‌كه مال خود را مىدهد تا پاك و پيراسته شود . » ( ليل : 17 - 18 ) ( 2 ) . محمد بن احمد بن محمد بن ابراهيم بن احمد ، جلال الدين ، ابو عبد اللّه ، محلى ( 791 - 864 ه . ق ) عالم اصولى و مفسر . از آثار مهم اوست : تفسير الجلالين كه سيوطى آن را كامل كرد ، البدر الطالع فى حل جمع الجوامع ، كنز الراغبين ( الأعلام زركلى ، 5 : 222 ) ( 3 ) . « و هيچ‌كس را نزد او نعمتى نيست كه بايد پاداش داده شود ( انفاق او به تلافى يا به پس دادن حقوق ديگران نيست ) جز آن كه براى جستن خشنودى پروردگار والاى خويش ( انفاق كند ) و هرآينه خشنود خواهد شد . » ( ليل 19 - 21 ) تفسير الجلالين ، جلال الدين محلى و جلال الدين سيوطى : 743 ، دار الكتاب العربى ، بيروت ؛ الإتقان سيوطى ج 1 ، النوع التاسع ، معرفة سبب النزول : 88 . ( 4 ) . عالمان نحو در اينكه الف و لام عهد بر سر افعل تفصيل درنمىآيد اتفاق نظر دارند . براى اطلاع بيشتر از ميزان اعتبار اين روايت - اسباب النزول ، سيد محمد باقر حجتى : 151 - 157 .