تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
دهد . آمين . بر اين حكمت ، رأى زركشى را نيز در حكمت نزول مكرر كه قبلا ذكر شد ، مىافزاييم : تكرار نزول به دليل بزرگ داشتن مقام آيه و يادآورى آن از جهت فراموشى است .

6 . تعدد آيات و سبب نزول واحد

گاه ، بر خلاف حالت قبل ، موضوعى واحد سبب نزول دو يا چند آيه جداگانه مىشود . اين امر اشكالى ندارد ، زيرا نه تنها با شيوه حكيمانه در اقناع مردمان و هدايت خلق و بيان حق ، آنجا كه نياز بدان احساس مىشود ، منافات ندارد ، بلكه در مواردى رساترين و روشن‌ترين شيوه در تبيين امور و قانع ساختن مخاطبان است . مثال نزول دو آيه براى يك سبب :
هامش
را نقل مىكند : حدّثنا ابو الوليد ، قال حدّثنا شعبه ، قال و حدّثنى بشر قال حدثنا محمد عن شعبه عن سليمان عن إبراهيم عن علمة عن عبد اللّه قال . لما نزلت« الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ . . . »( انعام : 82 ) قال اصحاب رسول اللّه : أينا لم يظلم ، فأنزل اللّه :« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ . »چنان كه ملاحظه مىشود ، در اين حديث حرف فاء بر سر ماده نزول آمده و به موجب آن نبايد در شأن نزول مذكور ترديدى روا داشت . اما مسلم در صحيح خود همين حديث را با سندى تقريبا مشابه چنين نقل مىكند : « . . . عن إبراهيم ، عن علقمة ، عن عبد اللّه قال : لمّا نزلت :« الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ »شقّ ذلك على أصحاب رسول اللّه و قالوا : أيّنا لم يظلم نفسه ؟ فقال رسول اللّه : ليس هو كما تظنون . إنما هو كما قال لقمان لابنه : « يا بنى لا تشرك باللّه إن الشرك لظلم عظيم » ( صحيح مسلم ، كتاب الإيمان ، باب 46 : ح 124 ) . ملاحظه مىشود كه در حديث مذكور به روايت مسلم اساسا سخنى از شأن نزول نيست و پيامبر ( ص ) صرفا براى تفسير واژه ظلم در آيه« الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ »و رفع اشكال اصحاب به آيه« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »استفاده كرده است و به ايشان مىآموزد كه ظلم در آيه مذكور به معنى شرك است . متن هر دو حديث روشن است و عبارات آن به اندازه‌اى متفاوت‌اند كه احتمال تصحيف و يا توهم راوى وجود ندارد . با توجه به آنچه گذشت احتمال خطاى صحابى و يا راوى بعيدتر از احتمال تكرار نزول نيست . بايد توجه داشت كه بحث اسباب نزول هرچند ممكن است به خدمت مباحث فقهى درآيد اما فى نفسه بحثى تاريخى است و شيوه بررسى تاريخى با تحقيق فقهى متفاوت است در بحث فقهى به هنگام مواجهه با احاديث متعارض كه از معصوم روايت شده در صورت صحت سند ، ناگزير بايد به نحوى ميان آنها جمع كرد . زيرا هدف فقيه اطمينان از اتيان فعل و امتثال امر و احراز برائت ذمه است . اما يك مورخ در تتبع تاريخى فارغ از چنين دغدغه‌اى صرفا در پى كشف حقيقت است و نمىتواند فرضيه‌هاى عرفا محتمل را از نظر دور بدارد .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 145 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين