تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1034

مساهمون:

ص١٠٣٤
كند . حسد و تكبر از جمله حجاب‌هاى ضخيمى است كه ميان شخص و سعادتش قرار مىگيرد حسود آرامش ندارد و متكبر خوار و ذليل است ، و نه طالب رشد است و نه توبه مىكند .
« سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ »
« 1 » خداوندا از خشم و غضب تو و هر آنچه به خشم و غضبت بينجامد به تو پناه مىبريم . آمين .

وجه دوازدهم ناتوانى رسول خدا از آوردن بديلى براى قرآن

دشمنان اسلام از پيامبر ( ص ) مىخواستند كه قرآنى غير از اين قرآن بياورد و يا قرآنى جانشين آن سازد و پيامبر اين كار را نمىكرد . اين استنكاف هيچ دليلى نداشت جز اينكه قرآن كلام او نبود . بلكه چنين عملى خارج از توان او بود و از مقام و مرتبه‌اى فراتر از او مىآمد . اگر قرآن كلام او بود ، قطعا وقتى به او پيشنهادى مىكردند ، مىتوانست قرآنى ديگر بياورد و جانشين آن سازد . در اين صورت ، طرفداران و ياران بيشترى پيدا مىكرد و اين كار دعوت او را رواج و گسترشى بيشتر مىبخشيد - چيزى كه او سخت بدان مشتاق بود . اما او ناتوانى خود از اجابت اين خواسته‌ها و پيشنهادها اعلام كرد و ترس و هراس خويش را از ارتكاب چنين عملى آشكار ساخت ؛ و علىرغم اينكه نسبت دادن قرآن به خود افتخارى بزرگ براى او به همراه داشت و مىتوانست با طرح دليلى قانع‌كننده دهان ايشان را ببندد ، از اين كار اجتناب كرد . آن برهان قاطع اين بود كه او در ميان ايشان پرورش يافته بود ، نه خود وى از قرآنى كه پس از بعثت آورد آگاهى داشت ، و نه آنان وى را به چنين قابليتى مىشناختند . به اين آيات توجه كنيد :
« . . . قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ . قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ
هامش
( 1 ) . « به زودى كسانى را كه در زمين به ناحق بزرگ‌منشى مىكنند از آيات خويش بگردانم . و اگر هر آيه‌اى ببينند ، بدان ايمان نياورند ؛ و اگر راه رشد را ببيند ، آن را پيش نگيرند ؛ و اگر راه كژى و گمراهى را ببينند آن را پيش گيرند . اين از آن روست كه آيات ما را دروغ انگاشتند و از آن غافل بودند . » ( اعراف : 146 )