تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1030

مساهمون:

ص١٠٣٠

وجه دهم وضع پيامبر به هنگام نزول وحى

در دوره‌هاى اوليهء وحى پيامبر در دريافت آن شتاب مىكرد و پيش از فراغت فرشتهء وحى در القاى به او ، زبان به قرائت مىگشود ، زيرا به ثبت در سينه و از حفظ خواندن آن تعجيل داشت و بيم داشت كه مبادا وحى را به همان گونه كه نازل شده به مردم نرساند . آن حضرت از اين موضوع در درون خود سختى و مشقتى به مراتب بيش از شدت و فشار لحظهء وحى حس مىكرد . به هنگام نزول وحى ، حتى در روزهاى بسيار سرد ، از پيشانى
هامش
در متن و تعارض ميان نقل‌هاى مختلف اين خبر جايى براى يقين به جعلى و ساختگى بودن آن باقى نمىگذارد . طبق برخى از نقل‌ها پس از نزول آيهء« اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ . . .فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ . . . »پيامبر ( ص ) فرمود : بيش از هفتاد بار استغفار مىكنم پس آيهء« سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ »نازل شد . در روايتى ديگر آمده است پس آيهء« وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ »نازل شد و در روايتى ديگر آمده است اول آيهء« وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً . . . »و سپس آيهء« سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ »نازل شد و اين در حالى است كه سورهء منافقون در سال پنجم هجرى و پس از غزوهء بنى المصطلق نازل شده و عبد اللّه بن ابى در آن زمان در قيد حيات بوده و در همين سوره آيهء« لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ »از سخن و موضع توطئه‌آميز وى حكايت دارد . پس ، چگونه ممكن است شأن نزول آيهء« سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ »كه در سورهء منافقون است خواندن نماز بر جنازه ابن ابى باشد ؟ مضافا بر اين كه سياق آياتى كه آيهء« لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً »در ميان آنها قرار دارد به روشنى نشان مىدهد كه اين آيات پس از غزوهء تبوك به هنگام مرجعت رسول خدا ( ص ) به مدينه در سال هشتم نازل شده است ، حال آنكه عبد اللّه بن ابى در سال نهم هجرت از دنيا رفته است . لذا آيهء مذكور با مرگ عبد اللّه بن ابى و خواندن نماز بر او ارتباطى ندارد . با توجه به دلايل فوق ، روايات مذكور كه علاوه بر مجامع روايى اهل سنت ، در برخى از منابع شيعى نيز به نحو ارسال و البته با اندكى اختلاف در مضمون نقل شده عارى از صحت است . علىرغم اين همه اگر بخواهيم براى روايات مذكور وجهى از صحت جستجو كنيم ، بايد بگوييم كه پيامبر ( ص ) كه به تعبير قرآن داراى خلقى عظيم و رحمة للعالمين و نسبت به هدايت مردم و حتى دشمنان خود حريص بوده است به هنگام نزول آيهء« اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ . . . »براى نشان دادن ميزان قهر خداوند متعال نسبت به منافقين ، فرموده باشد اگر بدانم استغفار من ايشان را سود خواهد بخشيد ، دايم براى ايشان طلب مغفرت مىكنم و همين جمله دست‌مايه‌اى شده است براى آنان كه در اثبات فضيلت بزرگان مذهب خود در پى جعل و تحريف حديث برمىآمدند چه در برخى از نقل‌هاى حديث مورد بحث آمده است : رسول خدا ( ص ) در پاسخ اعتراض عمر تبسمى كرد و فرمود « اگر بدانم بيش از هفتاد بار ( كنايه از كثرت ) براى وى طلب آمرزش كنم آمرزيده خواهد شد ، چنين خواهم كرد . » ( صحيح البخارى ، كتاب التفسير ، سورة البراءة ، باب قوله« اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ . . . »
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1030 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين