كه گوشت و شير شتر مىخورى . پيامبر پاسخ داد اين چيزها بر ابراهيم حلال بوده و ما نيز بر دين او هستيم . يهود گفتند : اين چيزها در دين ابراهيم و نوح همواره حرام بوده است . در پى اين گفتوگو و در تكذيب ايشان و تحدى به تورات خودشان اين آيه نازل شد :
« كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . فَمَنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ . قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
« 1 » .
علاوه بر آنچه ذكر كرديم ، بايد گفت كه پيامبر در ادارهء شئون و امور مربوط به خود بعضا به وجه صواب آگاه نبود و گاه از تصميمگيرى بازمىماند . در ماجراى « افك عايشه » مدتى ندانست دربارهاش چه تصميمى بگيرد ، تا اينكه وحى بر برائت عايشه همسر و دختر دوستش ، فرودآمد . پيامبر در كارها انديشه مىكرد ؛ و گاه همچنانكه در مورد اسراى بدر اتفاق افتاد و داستانش را نقل خواهيم كرد ، دچار خطا مىشد . اگر اين اخبار غيبى از خود محمد ( ص ) و نه از جانب پروردگارش بود شايستهتر مىبود در امثال آن امور و وظايفى كه بر عهده داشت وجه جواب را بداند ؛ زيرا اولا ، امكان آگاهى از آنها بسيار آسانتر از آگاهى به اخبار غيبى بود كه همهء امكانات و وسايل عادى از دستيابى به آن ناتواناند . ثانيا ، به خاطر همين خطا و عدم علم ، در ادارهء امور و انجام دادن مسئوليتها با مشكلات و آسيبهايى مواجه مىشد . خداوند به اين امر اشاره كرده مىفرمايد :
« قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »
« 2 »
هامش
( 1 ) . « همهء خوردنىها براى فرزندان اسرائيل حلال بود ، پيش از آنكه تورات فروآيد ، مگر آنچه اسرائيل بر خود حرام كرده بود . بگو : اگر راست مىگوييد ، پس تورات را بياوريد و آن را بخوانيد . پس ، هركس از اين پس بر خدا دروغ سازد آناناند ستمكاران . بگو : خدا راست گفت . پس آيين ابراهيم را پيروى كنيد كه حقگراى بود و از مشركان نبود . » ( آل عمران : 93 و 94 )
( 2 ) . « بگو : من مالك هيچ سود و زيانى براى خويش نيستم ، مگر آنچه خدا مىخواهد . و اگر غيب مىدانستم ، هرآينه نيكى و خواستهء بسيار گرد مىكردم و هيچ بدى و گزندى به من نمىرسيد . من جز بيمدهنده و نويدرسانى براى مردمى كه ايمان بياورند نيستم . » ( اعراف : 188 )